پاسداران وحى - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٦ - فصل چهارم رهبرى و فرماندهىِ طالوت
يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مّن رَّبّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَى وَءَالُ هرُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلل- كَةُ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ».
قوم، از شهر بِدَر شدند، صندوق عهد را با همان نشان و ويژگى كه سموئيل گفته بود، دريافتند. سپس دست بيعت به طالوت دادند و او را به پادشاهى برگزيدند. طالوت زمام كشور به دست گرفت و كارها را سامان داد و در فرماندهى و مُلْكدارى عزم و جزم و هوش و زيركى به كار برد، و قوم را گفت:
تنها كسانى مىتوانند در سپاه من درآيند كه خاطرشان از گرفتارىها و فكرشان از آلودگىها بدور باشد، پس هركه بنايى نيمه تمام، يا نامزدى در انتظار عروسى، يا انديشه سود و زيان و داد و ستد، در سر دارد، به لشگريان من نپيوندد. [١]
آن چه در اين داستان و تصويرِ آموزنده قرآنى مورد استناد است، پارهاى ويژگىهاست كه پيامبر بنى اسرائيل (سموئيل) با لحاظ آنها در شخص طالوت، به فرمان خداوند، او را به پادشاهى برگزيده است.
شيعه بر اين باور است كه هدف از تشكيل حكومت و تاسيس يك جامعه مبتنى بر مضامين و مقولات دينى؛ يعنى قرآن و سنت- گفتار و رفتار و تقرير شخص معصوم- و سامان دهى به نيازهاى طبيعى آدميان براى دست يابى به كمالى است كه خداوند براى آنها منظور كرده؛ يعنى جوارِ قربِ ازلى است، به گونهاى كه هيچ عامل بازدارندهاى آنها را در اين سلوك انسانى، از وصول به مقصود باز ندارد. و بالطّبع چنين حكومتى را حاكمى مىبايد كه:
اوّلًا: به مصالح و مفاسد آدميان آگاه باشد.
ثانياً: در سوق آدميان به جلب و جذب مصالح و دفع و طرد مفاسد، توانايى لازم را داشته باشد.
[١]. اين داستان قرآنى با اندكى تصرّف از قصص قرآن نوشته صدر بلاغى، برگرفته شده است.