لوطی و آتش - مخدومي، رحيم - الصفحة ٧٩ - خرداد
کوچة چهارم، کوچة خرداد است. فصل برداشت محصول.
حسن ميخواهد محصولاتش را درو کند.
آدمها به اندازة قد و قوارهشان زراعت ميکنند. بعضيها يک هکتار، بعضيها دو هکتار، بعضيها صد هکتار...
خدا ميگويد؛ يک مؤمنِ صبور برابري ميكند با ده كافر.
بعضي مومنها که حرف خدا را خوب گرفتهاند، حوض صبر و ايمانشان را عميقتر ميکنند تا برابري کنند با صد کافر، يا نه؛ هزار کافر! و حتي پنجهزار کافر؛ و بيشتر! باور نميکنيد؟ آية شصت و پنجم سورة انفال را بخوانيد. بعد برويد سراغ آية صد و بيست و پنجم آل عمران.
حالا که آن آيهها را خوانديد، بياييد تا چند آية ديگر هم نشانتان دهم. ولي با اين شرط که اينها را خوب تلاوت کنيد.
آن آيه را ميبينيد؟ او فرمانده دسته است. چه قدر هم حرص ميخورد. خوب، حق دارد. شوخي که نيست، شب عمليات است و مسؤوليت جان بيست ـ سي انسان بر عهدة اوست.
آن يکي را ببينيد! فرمانده گروهان است. ميخواهي بداني سنگيني بار او چقدر است؟ دسته را ضربدر سه کن.
حالا گروهان را ضربدر سه کن. آيهاي به وجود ميآيد به نام فرمانده گردان. حالا بنشين و او را تلاوت کن. ميبيني که شب و روز و خورد و