لوطی و آتش - مخدومي، رحيم - الصفحة ١٠٩ - معراج
آقا! شما کوچة پنجم را نديدي؟
بيا کوچة پنجم را با هم پيدا کنيم. ميگويم با هم، چرا که ميدانم خودم به تنهايي قادر بر چنين کاري نيستم. نه تنها خودم، حتي با تو هم! پس بيا همة محققين و نويسندگان و خوانندگان را به کمک فرا بخوانيم.
بيا آنها را با خودمان ببريم به فکه؛ دشت برهوت را نشانشان دهيم و بگوييم؛ آيا شما در اينجا کوچه ميبينيد؟
اگر گفتند نه، بگوييم؛ ولي حسن در يکي از کوچه پسکوچههاي اينجا به شهادت رسيد.
اگر پرسيدند کدام کوچه؟
بگوييم؛ ما هم فقط شنيدهايم.
خوب، چه بگوييم؟ آيا ميتوانيم نشانشان دهيم؟ مگر خودمان پيدا کردهايم که به ديگري نشان دهيم؟
اصلاً چطور است اين درس آخر را از سرِ خود باز کنيم!
بيا بگوييم چنين کوچهاي هست ولي ما نميدانيم کجاست. اصلاً مگر ميشود که نباشد؟ خدا دربارة حضرت ابراهيم(ع) ميگويد؛ «و کذلک نُري ابراهيم ملکوت السموات و الارض.»[١] ما ملکوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم.
[١]- قرآن کريم: انعام ٢٥.