معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - ٦- رابطه (آرامش) و (جهان بينى)
فريب دادن خود و احساس كاذب يك نوع بقاء و ادامه وجود و هستى- ساخته و پرداختهايم و گرنه هنگامى كه ما هيچ و پوچ شويم اينها چه اثرى مىتواند داشته باشد؟!
اصولًا ما پس از مرگ چه هستيم كه بتوانيم از اين تشريفات بى روح احساس لذت و رضايت و غرور كنيم؟ شايد اكنون كه زندهايم تصور وجود چنان عناوينى بعد از مرگ، ما را دلخوش كند، ولى مسلماً آن روز هيچ اثرى براى ما نخواهد داشت.
اين عناوين را گويا براى تحميق زندهها و واداشتن به كار و زحمت و فداكارى بيشتر ساختهاند، نه به خاطر يك واقعيت و يا پاداش براى از دست رفتگان، مگر آنها چيزى از اين پاداشها را درك مىكنند؟
اينكارها درست به آن مىماند كه هزار نوع غذاى رنگين و وسايل پذيرايى اطراف جسد بى جان مردهاى بچينند او از آنها چه سودى خواهد برد؟
* راستش را بخواهيد آمدن ما به اين جهان به زحمتش نمىارزيد، چند سال ناتوان و نادان بودن و هنوز لذت جوانى