معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - ١١- گذرنامه براى سفر به جهان ماوراى حس
بدون رهبرى عقل كارى از حس ساخته نيست، اين رهبرى را در چند چيز مىتوان خلاصله كرد «اصلاح، تجريد، تعميم، كلىگيرى و قانون سازى» اكنون بشرح هر يك توجه فرمائيد: در مورد «اصلاح» همانطور كه گفتيم حواس ما صدها اشتباه مىكنند و هم اكنون در همه كتب روانشناسى بحث مشورحى درباره خطاهاى حواس داريم شما فكر مىكنيد چه كسى مچ حس راگرفته و خطاى او را برملا ساخته است؟
اين همان كنترل عقل و استنتاجى است كه او از مقايسه حوادث مىكند مثلًا عقل و منطق مىگويد اجتماع ضدين در آن واحد و محل واحد محال است، بنابراين يك آب در لحظه معين نمىشود هم «گرم» باشد و هم «سرد» پس دست راست ما اگر سابقاً در آب گرم بوده و دست چپ در آب سرد و هر دو را در آب نيمه گرم فرو برديم اگر دست راست به ما مىگويد آب سرد است و دست چپ به ما مىگويد گرم است دروغ مىگويند، آب واحد محال است دو حال متضاد داشته باشد و اين خطا بگردن حس لامسه ماست كه تحت تأثير آبهاى قبلى قرار گرفته و كنترل خود را از دست داده و اينجاست كه به كمك يك قانون