معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - ١١- گذرنامه براى سفر به جهان ماوراى حس
وزنه (نه چندان سنگين و نه خيلى سبك) شخص مورد آزمايش مىبايست آن را بدست گرفته ودستهاى خود را مرتباً در دو طرف بدن صاف بالا برد تا با شانههاى خود خط افقى تشكيل دهد و از طرفى يك نوار مخصوصى به مچ دست اين شخص بسته مىشد كه با يك سيم بيك بازوى الكتريكى اتصال داشت.
هر بار كه او دستش رابالا مىبرد در آن دستگاه نمرهاى مىافتاد ضمناً ميزان بالا بردن دست و اينكه آيا بمقدار نصاب بالا برده يا نه نيز در آن دستگاه كاملًا منعكس بود.
البته بدون اينكه به او بگويند مورد چه آزمايشى قرار گرفته است به او دستور حركت دستها مرتب داده مىشد.
طبيعى است افراد كم حوصله و فاقد پشتكار از اين كار يكنواخت و ظاهراً بى حاصل، خيلى زود خسته مىشوند، دو سه دفعه كه بگذرد دستشان به حد نصاب بالا نمىآيد، فوراً عقربهها تمام مطالب را روى صفحه مخصوص نشان داده، بى حوصلگى طبيعى شخص را منعكس مىسازند، اما بعكس يك آدم پر كار و پر حوصله مرتباً دست را به حد لازم بالا و پائين مىبرد و نمره مىاندازد دو مثلًا معلوم مىشود كه اين فرد به درد كارهاى يكنواخت