معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - ١١- گذرنامه براى سفر به جهان ماوراى حس
مسلم عقلى «پته» حس لامسه روى آب مىافتد و از اينجا نقش مهم عقل و ذهن در اصلاح خطاهاى حواس روشن مىگردد.
در مورد «تجريد و تعميم و قانون سازى» نقش عقل روشنتر است:
سنگينى به شيشه در اطاق ما پرتاب مىشود و آنرا مىشكند، اين يك حادثه است كه انسان هنگامى آنرا براى نخستين بار در زندگى مىبيند نمىتواند هيچ قانون كلى و اساسى از آن درك كند، شايد آن شيشه، آن سنگ، يا آن مكان، يا آن لحظه مشخص، دخالتى در اين پديده (شكستن شيشه) داشته است.
بار ديگر در مكان و زمان ديگر سنگ ديگرى به شيشه ديگرى مىخورد آن هم مىشكند، حس ما آنرا هم مانند اول درك مىكند، صداى مخصوص خرد شدن شيشه را با گوش و قطعات ريز آنرا كه روى زمين مىپاشد با چشم مىبينيم، ولى از نظر حس هيچكدام قانون نيست بلكه دو حادثه است.
اينجاست كه عقل شروع بكار مىكند اين دو حادثه (و چند حادثه مشابه ديگر) را كنار هم مىچيند و به اصطلاح از آنها فاكتورگيرى مىكند، نخست قيود مختلف زمانى و مكانى