معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - ١١- گذرنامه براى سفر به جهان ماوراى حس
مىدهد كه هزاران ميليون ستاره در همان آسمان و ميليونها واحد كوچك را در دل همان «يك زره غبار معلق» مشاهده كنيم آيا جهان محسوس امروز با جهان محسوس ديروز يكى است؟
وضع گذشته و امروز ما را بحال «يك زنبور طلائى كوچك» ميتوان قياس كرد كه در اعماق جنگلى پهناور با صدها ميليون درخت تنومند، روى شاخه درختى نشسته و از جهان هستى با چشم ضعيف خود تنها چند شاخه پر برگ را مىبيند كه او را احاطه كرده است، واحد كوچك در نظر او يك برگ كوچك درخت و واحد بزرگ همان چند شاخه اطراف او است، اگر اين پروانه عينكى دوربين و ذرهبين بسازد كه با آن از يك سو سراسر جنگل وسيع را تماشا كند و از سوى ديگر در دل يك برگ كوچك هزاران ياخته زنده را بشمارد.
آيا جهان هستى اين پروانه در دو حال يكسان است؟
ما چه مىدانيم در آينده نيز عين اين جهش بار ديگر- با بارهاى ديگر- تكرار نشود كه هر بار انسان گام به جهانى بگذارد كه فاصلهاش با جهان محسوس كنونى همان فاصله امروز و ديروز باشد؟!