معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - خرافات مضحك و اسفانگيز!
گزارش روزانه شخص مرده و خدمتكاران و شغل و تفريح او در دنيا بود مىپوشانيدند. مثلًا در يك گوشه تصوير، كاركنان او نان مىپختند و يا آبجو و شراب به سبو مىريختند. و در جاى ديگر خدمتكاران، بز يا گاو مىكشتند و يا از رودخانه ماهى مىگرفتند، در جاى ديگر گاوها را مىدوشيدند و آشپزى مىكردند. [١]
گويا به اين ترتيب مىخواستهاند با تجديد خاطرات گذشته، ارواح مردگان را شاد نگهدارند!
اينها همه نشان مىدهد كه پيروان عقايد مزبور چنين مىپنداشتند كه انتقال به جهان ديگر همانند مسافرتهاى اين دنياست كه بايد مشمول تمام كيفيات و مقررات اين زندگى باشد.
در حقيقت اين موضوع درست به آن مىماند كه كودكى در رحم مادر آگاهى از لزوم مسافرت به خارج رحم پيدا كند و براى اينكه پس از آمدن به اين دنيا از گرسنگى نميرد مقدارى از خون درون رحم را كه با آن تغذيه مىكند همراه خود بياورد، آيا اين طرز فكر صحيح است!
ولى به هر حال، وجود اينگونه خرافات و انحرافات دليلى جز آميخته شدن الهام فطرى با جهل و نادانى ندارد و در عين حال يك واقعيت در لابه لاى همه آنها نهفته است و آن اينكه بشر طبق يك الهام درونى به رستاخيز ايمان داشته اگر چه با افكار كوتاه خود گاهى شكل خرافى به آن بخشيده است.
[١]. آلبرماله، تاريخ ملل شرق، جلد اول، صفحه ٤٦.