معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - پاسخهاى غير قانع كننده
يك سؤال مهم
در اينجا فوراً يك علامت استفهام بزرگ در فكر هر شنوندهاى ترسيم مىشود كه اين نابرابرى چگونه در كار خدا ممكن است؟
چگونه مىتوان پذيرفت كه انسانى تمام عمر خود را كه حداكثر هشتاد يا صد سال بوده كار خوب يا بد كرده است ولى ميليونها ميليون سال- و بيشتر- پاداش و كيفر ببيند؟!
باز اين مطب در مورد پاداش چندان مهم نيست، زيرا بخشش و پاداش هر چه بيشتر باشد نشانه فضل و كرم پاداش دهنده است بنابراين جاى هيچ گونه ايراد و خردهگيرى نيست.
اما در مورد كار بد و گناه و ظلم و كفر و انكار، چگونه عذاب جاودانه در برابر گناه محدود با اصل عدالت سازگار است؟
كسى كه دوران طغيان و سرگشى و تجاوزش حداكثر از يك صد سال تجاوز نمىكند چرا هميشه بايد در آتش و مجازات شكنجه ببيند؟
آيا عدالت ايجاب نمىكند كه يك نوع تعادل در اينجا برقرار گردد و مثلًا هشتاد يا صد سال (به اندازه اعمال خلافش) كيفر ببيند؟!
پاسخهاى غير قانع كننده
پيچيدگى پاسخ اين اشكال سبب شده كه بعضى به فكر توجيه آيات خلود بيفتند و آنها را طورى تفسير كنند كه مجازات جاودان كه به عقيده آنها بر خلاف اصل عدالت است از آن استفاده نشود.
١- بعضى مىگويند: منظور از «خلود» معنى كنائى يا مجازى آن است