داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - ادلّه جواز تقيّه
تحت فشار واقع شدهاند در حالى كه قلبشان با ايمان آرام است- آرى، آنها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشودهاند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظيمى در انتظارشان!».
اين آيه شريفه در مورد عمّار ياسر نازل شده است. او در چنگال كفّار عنود و كينهتوز قريش اسير و گرفتار شده بود. به وى گفتند: «يا از محمّد برائت بجو و اعلام بيزارى كن، و يا سر از بدنت جدا مىكنيم».
عمّار ياسر براى نجات جانش به صورت ظاهرى از آن حضرت برائت جست و بدين وسيله از چنگال آنها آزاد گشت. سپس گريان و نالان به خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله رسيد و از آن حضرت پرسيد: «آيا من كافر شدهام؟!» آيه فوق نازل شد كه چنين كسانى كافر نيستند. چگونه وهّابىهاى تندرو بر خلاف اين آيه قرآن كسانى كه با تمسّك به اين گونه آيات قرآن تقيّه مىكنند را كافر و مشرك مىپندارند؟!
ج) سومين مورد از آيات قرآن كه تقيّه را مجاز مىشمارد همين آيات مورد بحث (آيه ١٩ و ٢٠) از سوره كهف است، كه هم اصل تقيّه را بى اشكال مىداند و هم دليل عقلى آن را بيان مىكند. آنجا كه دوستان تلبيخا خطاب به وى كه مأمور خريد اجناس لازم از محل حكومت دقيانوس شده بود گفتند: « «وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً* إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً»؛ امّا بايد مراقب باشيد و هيچ كس را از وضع شما با خبر نسازد؛ زيرا اگر آنان به شما دسترسى پيدا كنند، سنگسارتان مىكنند، يا شما را به آيين خويش بازمىگردانند؛ و در آن صورت، هيچگاه روى رستگارى را نخواهيد ديد».
طبق اين آيه شريفه تلبيخا موظّف مىشود به گونهاى رفتار كند كه هيچ كس پى به اعتقادات واقعى او و دوستانش نبرد. يعنى تقيّه كند، و در صورت نياز