داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥ - ادلّه جواز تقيّه
الف) خداوند متعال در آيه ٢٨ سوره مؤمن مىفرمايد: « «وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّى اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَّبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِى يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَايَهْدِى مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»؛ و مرد مؤمنى از فرعونيان كه ايمان خود را پنهان مىداشت گفت: آيا مىخواهيد مردى را به قتل برسانيد به خاطر اين كه مىگويد پروردگار من خداوند يگانه است، در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد، (لااقل) بعضى از عذابهايى را كه وعده مىدهد به شما خواهيد رسيد؛ خداوند كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست هدايت نمىكند».
اين شخص، كه آيه شريفه در مورد او سخن مىگويد، تنها انسانى بود كه در آن زمان به حضرت موسى عليه السلام ايمان آورده بود، ولى از تقيّه استفاده مىكرد و عقيده واقعىاش را در نزد فرعونيان ابراز نمىنمود و آنها تصوّر مىكردند كه او هم از جنس آنهاست، و همين مسأله باعث شد كه پيشنهاد او را در مورد حضرت موسى عليه السلام بپذيرند، و از كشتن آن حضرت صرف نظر كنند.
طبق اين آيه شريفه، تقيّه نه تنها عامل حفظ جان مؤمن آل فرعون شد، بلكه جان حضرت موسى عليه السلام را نيز نجات داد. آقايان وهابىها كه اطّلاعاتشان از معارف قرآنى ضعيف است و تقيّه را جايز نمىدانند، اين آيه شريفه را چگونه تفسير مىكنند؟!
ب) آيه ديگرى كه دلالت بر جواز تقيّه دارد آيه شريفه ١٠٦ سوره نحل است.
خداوند متعال در اين آيه مىفرمايد: « «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَّنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»؛ كسانى كه بعد از ايمانشان به خدا كافر شوند (مجازات مىشوند)- به جز آنها كه