داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١ - ٢ سگ اصحاب كهف
هفت نفر بودند و هشتمين آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است جز گروه كمى تعداد آنها را نمىدانند. پس درباره آنان جز با دليل سخن مگو و از هيچ كس درباره آنها سؤال مكن».
چند نكته در اين آيه شريفه قابل توجّه است:
١. عدد ياران كهف
قرآن مجيد صريحاً در اين زمينه اظهار نظر نكرده، و از ميان سه نظريّه مذكور هيچ كدام را بهطور صريح انتخاب ننموده است. زيرا اقتضاى كلام فصيح و بليغ همين است، كه گاه نبايد بهطور آشكار و صريح مطلبى را اظهار نمود، بلكه بايد با اشاره و كنايه و قرينه آن را بيان كرد. در اينجا نيز قول اوّل و نظريّه دوم (پنج نفر) هر دو صريحاً ردّ شده و گفتارى بىدليل شمرده شده است، امّا نظريّه سوم صريحاً ردّ نشده بلكه با لحن قبول و موافقتآميز بيان گرديده، كه نشان مىدهد نظريّه حق همان نظريّه سوم است. آرى آنها شش وزير دقيانوس و يك چوپان به همراه سگ چوپان بودند كه دست از زندگى عادى و راحت خود كشيده، و به موقعيّت و مقام خويش پشت پا زده و راه سخت و پرزحمت حق را در پيش گرفته، و همه ناملايمات آن را به جان خريدند.
٢. سگ اصحاب كهف [١]
سؤال: در داستان اصحاب كهف مجموعاً چهار بار نام سگ تكرار شده است، سه بار در آيه مورد بحث و يك بار قبل از آن. در حالى كه مىدانيم سگ يك حيوان نجس العين است كه خريد و فروش و نگهدارى آن حرام است؛ مگر در
[١]. نام سگ اصحاب كهف قطمير يا قمطير بود. (البرهان فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ٦٢٣).