داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - ٢ سگ اصحاب كهف
معصومى پيدا كند و به خاطر اين ارتباط داراى تقدّس و ارزشى شود كه مردم آن را ببوسند تعجّب دارد؟ مگر شما خودتان جلد قرآن كه از پوست گاو يا پلاستيك تهيه شده را به خاطر ارزشى كه از همجوارى و همسايگى قرآن پيدا كرده نمىبوسيد؟ پس چطور شيعيان و ديگر مسلمانان را از بوسيدن ضريح پيامبر صلى الله عليه و آله و مانند آن نهى مىكنيد؟ در حالى كه اين زيارتها و بوسيدنها پرستش نيست.
چطور شيعه را متّهم به شرك و پرستش امامان معصوم مىكنيد در حالى كه نابترين و خالصترين مفاهيم و مضامين توحيدى در زيارتنامههاى مربوط به آن بزرگواران آمده است. به عنوان مثال در بخشى از زيارت جامعه كبيره، خطاب به حضرات معصومين عليهم السلام مىخوانيم:
«الَى اللَّهِ تَدْعُونَ، وَعَلَيْهِ تدُلُّونَ، وَبِه تُؤْمِنُونَ، وَلَهُ تَسَلِّمُونَ، وَبِامْرِه تَعْمَلُونَ وَالى سَبِيلِه تُرْشِدُونَ، وَبِقَوْلِه تَحْكَمُونَ
؛ شما مردم را به سوى خدا مىخوانيد، و بر او راهنمايى مىكنيد، و به او ايمان داريد، و تسليم او هستيد، و به دستورش عمل كرده، و مردم را به سوى راه او ارشاد كرده، و به گفتار او حكم مىكنيد». [١]
هنگامى كه از وهّابىهاى سلفى سؤال مىكنيم: شما چرا حجرالاسود را مىبوسيد و به مردم هم اجازه بوسيدن آن را مىدهيد؟ مىگويند: اين سنّت پيامبر است. مىگوييم اگر بوسيدن سنگ و چوب شرك و بتپرستى است چطور اينجا سنّت پيامبر شده است؟ آيا شرك و بتپرستى استثنا دارد و مىتوان در موردى آن را تجويز كرد؟
حقيقت اين است كه نه بوسيدن حجرالاسود شرك و بتپرستى است، و نه زيارت و بوسيدن ضريح حرم پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام اشكالى دارد، بلكه اشكال از بىسوادى يا كمسوادى وهّابىهاى تندروى است كه اين مطالب را
[١]. مفاتيح نوين، ص ٥٢٦.