داستان ياران - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - مجاهدى خستگى ناپذير
و يكتاپرستى دعوت كرد. بيان نافذ و ادلّه محكم و سخنان پرجاذبه او باعث شد كه عدّهاى ديگر به جمع مؤمنان بپيوندند. گروهى كه منافع آنها در جهالت و نادانى و بت پرستى مردم بود با اين مرد مجاهد به مبارزه برخواسته و تصميم به نابودى او گرفتند و در نهايت وى را سنگسار كرده و به شهادت رساندند. داستان اين مرد و استدلالهاى قوى و منطقى اش در ادامه آيات آمده، كه به شرح آن مىپردازيم:
« «وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ»؛ و مردى (باايمان) از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: اى قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروى كنيد». [١] از تعبير قرآن مجيد «أَقْصَى الْمَدِينَةِ» استفاده مىشود كه دعوت رسولان حضرت عيسى عليه السلام به دورترين نقاط شهر انطاكيّه رسيده، و عدّهاى را جذب كرده بود. به هر حال، اين مرد مؤمن، مردم را به پيروى از رسولان دعوت نمود و براى لزوم تبعيّت از آنان و دست برداشتن از بت پرستى چند دليل اقامه كرد:
« «اتَّبِعُوا مَنْ لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْراً وَهُمْ مُّهْتَدُونَ»؛ از كسانى پيروى كنيد كه از شما اجر و پاداشى نمىخواهند و خود هدايت يافتهاند». [٢] دليل نخست آن مرد مجاهد اين بود كه رسولان عيسى عليه السلام از شما تقاضاى مزد و اجرتى ندارند، در حالى كه اگر افراد دروغگو، سودجو و فرصتطلبى بودند همچون ساير فرصتطلبان، تقاضاى دستمزد و اجرت مىكردند. بنابراين، همين كه بدون چشمداشت شما را به توحيد و يكتاپرستى دعوت مىكنند نشانه حقانيّت آنهاست. علاوه بر اين، آنها انسانهاى هدايت يافتهاى هستند و در كار خود اهل تخصّص و صاحب
[١]. سوره يس، آيه ٢٠.
[٢]. سوره يس، آيه ٢١.