فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣ - گفتارى در حكم تشريح سيدمحسن خرازى
است. دراين روايت در باره مردى كه سرميّتى را بريده بود، از امام(ع) سؤال شد و امام(ع) فرمود:
خداوند بريدن اعضاى آن شخص را همان گونه كه درحال حيات حرام دانسته، پس از مرگ نيز حرام اعلام كرده است. ديه بريدن سرآن ميّت برابر با ديه كشتن جنين درشكم مادر پيش از دميدن روح است؛ يعنى صد دينار.
اين روايت گواهى مىدهد كه مقصود از ميّت، ميّت مسلمان است و مراد از ديه ـ كه در صحيحه عبداللّه بن سنان با عبارت «عليه الدية» آمده ـ همين ديه شناخته شده [ يعنى صد دينار] است. حتّى اگر دست از ادعاى انصراف شسته و اطلاق روايات مورد بحث را بپذيريم، از باب جمع بين آنها و رواياتى كه ايمان و اسلام را به عنوان شرط حرمت و احترام ذكر كرده، مىبايست مطلق ميّت را در روايات مزبور به ميّت مسلمان و مؤمن مقيّد سازيم. رواياتى كه ايمان و اسلام را شرط احترام دانسته به شرح ذيل است:
خداوند نمىپسندد كه درباره مؤمن جزگمان خير و نيكى روا داشته شود. شكستن استخوان مؤمن درحال حيات و پس از مرگ [ از جهت قبح و حرمت] برابر است.
حرمت مسلمان پس از مرگ بسان حرمت او درحال حيات است.
(٣) وسائل الشيعه، ج١٩، ص٢٤٨، باب٢ از ابواب ديات اعضا، ح٢.
(٤) وسائل الشيعه، ج١٩، ص٢٥١، باب٢٥ ازابواب ديات اعضا، ح٤.
(٥) وسائل الشيعه، ج١٩، ص٢٥١، باب٢٥ از ابواب ديات اعضا، ح٦.