بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢ - ١ دو گرايش درزمينه مسئوليت اجتماعي افراد
ملاک رشد اقتصادي يک کشور را ميزان درصد جمعيت زير خط فقر و بالاي خط فقر ميداند.
بر اساس گرايش اخير، يک جامعه همانند يک پيکر است؛ پيکر انسان از چندين دستگاه (همچون دستگاه بينايي و شنوايي) يا سيستم (همچون سيستم عصبي، تنفس و گوارش)، و هریک از اينها، خود، از چندين عضو تشکيل شده، و هر عضوي هم از ميليونها و ميلياردها سلول به وجود آمده است. اگر بخشي از اين سيستم کلي بدن ناقص ماند، به کل بدن ضربه ميخورد. برای نمونه، اگر دستگاه گوارش کارش را بهدرستي انجام ندهد، خون هم بهدرستي ساخته نخواهد شد و اگر خون سالم به همه بدن نرسد، تمام اندامها در معرض ضعف و ناتواني قرار خواهند گرفت. اگر دستگاه تنفس نيز نتواند بهدرستي به وظايف خود عمل کند، اکسيژن کافي به بدن نميرسد و مشکلاتي براي تمام قسمتهاي بدن پيش خواهد آمد. چنانچه سيستم عصبي هم نتواند بهدرستي کار خود را انجام دهد، ممکن است اندامها فلج شود و کل بدن نتواند کار خود را بهدرستي انجام دهد. بنابراين بخشهاي بدن همه به هم مربوطاند؛ بر يکديگر تأثير و تأثر متقابل دارند؛ و همه در برابر هم مسئولاند.
به همينگونه، هریک از انسانها که در درون جامعه زندگي ميکنند، همانند سلولها در پيکر انسان، به هم مرتبطاند و دستگاههاي جامعه نيز بههمپيوسته است. البته دراينزمينه برخي، گرايشهای افراطي دارند؛ چنـانکه طرفداران انداموارگي[١] در جامعه معتقدند که جامعه در حقيقت
. Organicism.