بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠ - ٢ امر به معروف و نهي از منکر، ضرورتي عقلي
نوعی دوگانگي در تشخيص مصداق معروف و منکر پيش ميآيد، به اين مطلب خدشهاي وارد نميسازد که هم ما و هم مردم مغربزمين معتقديم که امر به معروف و نهي از منکر هيچ منعي ندارد؛ هرچند به دخالت در امور ديگران يا در جامعه ديگري بینجامد که فرهنگ، دين، يا قانون ديگري دارند. دليل اينکه آنان اجازه دخالت به خود مي دهند اين است که خود را موظف به دفاع از حقوق بشر ميدانند.
بنابراين کسي نبايد امر به معروف و نهي از منکر را به دليل آنکه دخالت در امور ديگران شمرده ميشود، زشت بپندارد؛ چراکه هر دخالتي در امور ديگران ناپسند نيست و در اين مطلب هم ترديدي وجود ندارد و اختلاف ما با غربيها نه بر سر اين نکته، بلکه بر سر آن است که چه چيزي منکر است تا از آن نهي کنيم، و چه چيزي معروف است که به آن امر کنيم. درواقع، مسئوليت انسانها در قبال يکديگر و ضرورت نظارت بر رفتار يکديگر، واقعيتي است که کمابيش در جامعههاي متمدن انساني، با اختلاف مراتبي که در مدنيت داشته و دارند، همواره وجود داشته است. شايد هيچ جامعهاي را نتوان يافت که بهرهاي از تمدن برده باشد، اما در ميان مردم آن، چنين احساسي وجود نداشته باشد.
حاصل آنکه، انسان بايد در قبال رفتار ديگران احساس مسئوليت کند، اما مراتب چنين احساس مسئوليت و مصادیق کار خوب و بد در جوامع گوناگون، بر اساس نظام ارزشي حاکم بر آنها، متفاوت است. مرتبه حساسيت مردم در قبال رفتار ديگران، به نوع جهانبيني و نگرش آنان درباره انسان و جامعه انساني بستگي دارد.