بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٦ - ١ عدم خوف از ضرر
البته لازم است امروزه اين نمونهها، با توجه به مسائل اجتماعي روز بررسي شود. در روزگار حاضر، پيامبر و امام معصوم را نميکشند؛ زيرا آنان را نمييابند؛ ولي قصد دارند پيامبري پيامبر و ولايتِ امام را نابود سازند. ازاینروی به زبان هم ميآورند که بعد از ارتحال پيامبر(صلي الله عليه و آله)، ديگر ولايتي در کار نيست. وحي را نیز امري شخصي میپندارند و بر آناند که واقعاً نميتوان پيامبري کسي را اثبات کرد. از دید آنان، پيامبر نيز همچون ديگران است و دچار خطا و اشتباه ميشود. اين عمل از کشتن پيامبر بدتر است؛ زيرا با شهادت پيامبر هدف او از ميان نميرود؛ چنانکه خون امام حسين(عليه السلام) هدف او را حفظ کرد؛ ولي اگر پيامبري و امامت خدشهدار شد، چيزي از هدف پيامبران و امامان(عليهم السلام) باقي نميماند.
در اين سالها، به کيان اسلام حملههاي بسيار شده، روز به روز دين در جامعه تضعيف ميشود؛ بهگونهايکه مسلمانان خارج از کشور نيز اين خطر را دريافتهاند و از ضعف معنويت در کشور ما بسيار نگران شدهاند. درباره اين تنزل معنوي و ديني، به دو دسته عامل ميتوان اشاره کرد: اول، مطبوعات و نشريات و کتابهاي گمراهکننده، که وزارت ارشاد دراينباره مسئول است؛ و ديگری، اقداماتي که در کشور صورت ميگيرد تا زشتي گناه از بين برود، و به بهانه ارج نهادن به مقام جوانان، مردم به گناه کردن تشويق شوند. البته دراينزمينه نقش تلويزيونهاي خارجي در ارائه فيلمهاي مبتذل در مناطق مرزي، يا استفادههاي غيرقانوني از ماهواره انکارناپذير است. دراينزمينه، ديگر وزارتخانهها نيز نقش دارند، ولي سهم وزارت ارشاد بيش از همه آنهاست.