بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - ١ عدم خوف از ضرر
که درهرحال پيروز ميدان خواهند بود. ازاینروی در برابر دشمنان خود بيان ميکردند: هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَي الْحُسْنَيَيْنِ؛[١]«آيا درباره ما جز يکي از دو نيکي را انتظار داريد؟!» آن کسي که عاشق شهادت است يک حُسن برايش وجود دارد، و توجهي به پيروزي دنيوي هم ندارد، و اگر در پی پيروزي دنيوي است، به اين سبب است که مقدمهاي براي رواج دين، نزديک کردن مردم به خدا و نشان دادن راه سعادت به ديگران باشد؛ والاّ زنده ماندن، به خودي خود، برايشان موضوعيتي ندارد. ازاينرو، مولاي متقيان(عليه السلام) فرمود: وَاللَّهِ لَابْنُ أَبِيطَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ؛[٢] «سوگند به خدا، انس و علاقه فرزند ابيطالب به مرگ در راه خدا، از علاقه طفل به پستان مادر بيشتر است».
چنين باوري در این بزرگواران بود که سبب پيروزي آنها گرديد و همين موجب شد که بعد از چهارده قرن، مردم آرزو کنند که در عمرشان براي يک بار هم که شده صورت خود را به خاک قبر آنها بمالند يا در راه زيارت قبور آنها، دستها و پاها را فدا کنند. امروزه هم ميليونها انسان عاشق وجود دارند که حاضرند با هر سختياي که شده، ولو فروش تمام دارايي خود، ضريح سيدالشهدا(عليه السلام) را زيارت کنند. اين، اثر همان باور و ايمان است.
چنانچه اين روحيه که در ميان انبيا و اولياي الهي(عليهم السلام) وجود داشت، در کسي پيدا شود، ميتواند خود را از تابعان آنها بداند. بايد فرد به اين باور
[١] توبه (٩)، ٥٢. [٢] نهج البلاغه، خطبه ٥، ص٥٠.