بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٧ - ١ تعليم جاهل
کرده است؛ چراکه او گمان ميکند وظيفه خود را بهدرستي انجام ميدهد، و ازاينروي بهآساني نميپذيرد که مرتکب خطا شده است. در مرحله بعد، پس از اينکه او پذيرفت اشتباه ميکند، بايد عمل صحيح را به او تعليم داد. روزي امام حسن(عليه السلام) و امام حسين(عليه السلام) ـ در دوران کودکيـ پيرمردي را ديدند که بهغلط وضو ميگرفت. ازاينرو، آنان تصميم گرفتند تا روش صحيحِ وضو گرفتن را به او بياموزند. نزد او رفتند و سلام کردند و گفتند که ما دو برادر، ميخواهيم وضو بگيريم؛ شما ببينيد که وضوي کداميک از ما بهتر از ديگري است. پيرمرد موافقت کرد و دو برادر نزد او وضو گرفتند. پيرمرد ايستاد و پس از مشاهده وضو گرفتن آنان دريافت که ايشان چه منظوري داشته اند. ازاينروي به حسنين(عليه السلام) گفت: پدر و مادرم فداي شما باد. هر دو خوب وضو ميگيريد؛ اين من بودم که اشتباه ميکردم.[١]
هر سه نمونه، یعنی جاهل قاصر، جاهل مقصر و جاهل مرکب، نيازمند تعليم و آموزشاند و بايد مسائل شرعي را به آنان تعليم داد. اما درباره هر گروه بايد روشها، متناسب با سن، استعداد و موقعيت اجتماعي افراد باشد تا انسان در امر به معروف و نهي از منکر موفق شود. اينکه انسان تنها براي «اتمام حجت» چيزي بگويد، کافي نيست. در جامعه اسلامي بايد افراد يا نهادهايي باشند که با روشهاي مناسب عهدهدار تعليم شوند. شرايط هريک از اين موارد متفاوت است.
[١] ابيجعفر محمدبنعليبنابنشهرآشوب السروي المازندراني، مناقب آل ابیطالب، ج٣، ص٤٠٠.