بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - ١ تعليم جاهل
ازاينروي، بايد دقت کرد که چه کسي متصدي تعليم باشد؛ چه افرادي تعليم داده شوند؛ چه کساني مديريت مراکز آموزشي را بر عهده گيرند؛ چگونه معلماني سر کلاس بروند. نهادي که متکفل اين امر است، بايد همه اين شرايط را رعايت، و روشي فراگير را پيشه کند. هدف، تعليم جاهل است، نه اتمام حجت. بايد توجه داشت، در اين سه قسم امر به معروف و نهي از منکر، که به «تعليم جاهل» اختصاص دارد، نيازي به استفاده از رفتار تند و برخورد فيزيکي نيست، بلکه در اين نمونهها، تمام همت ما بايد صَرف بهتر ياد دادن شود.
اين سه وظيفه که در اين مرتبه اول بدانها اشاره شد، از قبيل تعليم است. تعليم نيز گاه بهصورت فردي است و هرکس مسئوليت دارد که اگر در نزديکان و خانواده خود، فردي جاهل، گمراه و غافل وجود داشت، او را تعليم داده، ارشاد کند: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ وَأَهْلِيکمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَالْحِجارَه؛[١] «اي کساني که ايمان آوردهايد، خود و خانواده خويش را از آتش دوزخ نگاه داريد که هيزم آن مردم و سنگ است». بنابراين انسان همانگونه که مکلف است به وظايف شخصي خود عمل کند، مکلف است که به خانواده، نزديکان و کساني که تحت تأثير فکر اويند، نيز آموزش دهد.
اين وظيفه در سطح بالاتر، براي عالمان و کساني که در اين مسائل تخصص دارند، تکليفي سنگينتر، وسيعتر و عميقتر است که بايد آن را در سطح جامعه انجام دهند، و در زماني که جامعه به دست نهادهاي
[١] تحريم (٦٦)، ٦.