بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - ١ عدم خوف از ضرر
ذکر اين نکته در اينجا بجاست که افراد ترسو، بهمحضاينکه کمترين احتمال خطر هم داده شود، به بهانه احتمال ضرر، از زير بار مسئوليت شانه خالي ميکنند؛ اما براي انسانهاي شجاع، چنين احتمالاتي اصلاً تأثيري ندارد و با صرف کمترين احتمال خطر، از زير بار اين وظيفه شانه خالي نميکند. فرد ترسو وقتي با حادثهاي مواجه ميشود، خطر يک درصد را نود درصد ميبيند، اما براي انسان شجاع، خطر نود درصد هم به اندازه يک درصد ارزش ندارد. اين روحيات افراد در تشخيص مصاديق و تشخيص وظايف بسيار ميتواند اثر داشته باشد. از همین روست که علما و بزرگان از زمان اهلبيت(عليهم السلام) تاکنون تأکيد ميکنند که افراد پیش از تحصيل علم بايد حتماً اخلاق خود را تهذيب کنند، و تحصيل علم بدون خودسازي اثر نميبخشد و گاهي حتي اثر سوء هم دارد. در اينجا نيز آدمي که روحيه ترس و خودخواهي و راحتطلبي در او قوي باشد، نميتواند وظايف اجتماعياش را درست انجام دهد.
زماني که سيدالشهدا(عليه السلام) تصميم گرفت براي تحقق امر به معروف و نهي از منکر تا سرحد شهادت آماده شود، و خانواده و فرزندان خود را در اين راه آماده اسيري کند، شهادت را براي خود خسارتي نميديد، بلکه آن را سبب فوز عظيم ميدانست. ريشه نهايي کوتاهي انسان در انجام هر وظيفهاي هراس اوست از اینکه خود يا خانواده و نزديکانش را به زحمت اندازد و سبب فقر، افتادن در زندان، شکنجه، اتهامات ناروا، اهانت، تمسخر و امور ديگري شود. اما آيا بالاتر از کشته شدن هم چيز ديگري وجود دارد؟! هرگاه کسي تصميم بگيرد که در راه انجام وظيفه تا سرحد شهادت