بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٦ - ١ تعليم جاهل
در اين کار کوتاهي ورزيده است. ازاينروي، براي راهنمايي او نخست بايد در او انگيزه ايجاد کرد. براي تعليم چنين کسي بايد روش دقيقتري بهکار گرفت تا آماده شود که خود درخواست تعليم کند. در غير اين صورت، اگر تنها براي اتمام حجت از او خواسته شود که مسائل شرعي را ياد بگيرد، و او نپذيرد، تکليف از عهده امرکننده به معروف برداشته نميشود. در امر به معروفِ جاهل مقصّر، بايد روشي پيچيدهتر و ظريفتر بهکار بست. حال ممکن است برحسب شرايط، تکليف بر دوش يک فرد يا بر عهده نهادي همچون آموزش و پرورش باشد.
قسم سوم، تعليم جاهل مرکب يا ارشاد ضالّ است؛ یعنی تعليم کسي که به خيال خود، حکم و روش انجام آن را ميداند، ولي درواقع اشتباه ميکند؛ چنانکه افرادي پارهاي مسائل فردي مانند قرائت نماز را به اشتباه آموختهاند، ولي ميپندارند عملشان صحيح است؛ يا در امور اجتماعي اشتباه ميکنند، درحاليکه به خيال خود تکليفشان را بهدرستي ميدانند. براي مثال در دوران پيش از انقلاب که شرايط فرهنگي و ديني جامعه بسيار متفاوت با امروز بود، کساني با تندي، ترشرويي و حتي گاه با توهين، امر به معروف ميکردند و شيوه خود را نيز صحيح ميدانستند. اين افراد گمان ميکردند وظيفه خود را بهدرستي انجام ميدهند؛ اما در حقيقت از سرِ ناآگاهي، همراه انجام تکليفِ خود، مرتکب گناهِ توهين به مؤمن نيز ميشدند. چنين کسي را نيز بايد تعليم داد؛ اما روش تعليم چنين فردي پيچيدهتر از دو شيوه گذشته است. با اين فرد بايد چنان با نرمي سخن گفت تا آماده شود؛ بهگونهايکه نخست احتمال دهد اشتباه