بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - ٢ روايات
درباره (سرگذشت) شهري که در ساحل دريا بود، بپرس؛ زماني که آنها در روزهاي شنبه، تجاوز (و نافرماني خدا) ميکردند؛ همان هنگام که ماهيانشان، روز شنبه (بر سطح آب) ظاهر ميشدند، اما در غير روزهاي شنبه به سراغ آنها نميآمدند. اينگونه آنها را به چيزي آزمايش کرديم که نافرماني ميکردند، و (به ياد آر) هنگامي را که گروهي از آنها گفتند: «چرا جمعي (گنهکار) را اندرز ميدهيد که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد يا به عذاب شديدي گرفتار خواهد ساخت؟! گفتند: (اين اندرزها) براي اعتذار (و رفع مسئوليت) در پيشگاه پروردگار شماست؛ افزون بر آن، شايد آنها تقوا پيشه سازند. اما هنگامي که تذکراتي را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، نهيکنندگان از بدي را رهايي بخشيديم و کساني را که ستم کردند به سبب نافرمانيشان به عذاب شديدي گرفتار ساختيم. (آري)! هنگامي که در برابر آنچه از آن نهي شده بودند سرکشي کردند، به آنها گفتيم به شکل ميمونهاي طردشده درآييد».
آيات کاملاً گوياست که تمام افرادي که به عذاب الهي دچار شدند، از جمله کساني نبودند که برخلاف نهي خداوند صيد ميکردند، بلکه همچنين در ميان عذابشدگان کساني بودند که در روز نهيشده صيد نميکردند. بهطور کلي، اين مردم به سه دسته تقسيم ميشدند: دسته اول کساني بودند که برخلاف نهي خداوند در روز شنبه صيد ميکردند؛ دسته دوم، کساني که خود در روز شنبه صيد نميکردند، ولي صيدکنندگان و گناهکاران را نيز از اين منکر باز نميداشتند؛ و دسته سوم