بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - ١ عدم خوف از ضرر
ساقط نميشود. چنين بينشي در بين مراجع کمنظير بوده است. در مقامات پايينتر از مرجعيت نیز کساني بر اساس چنين برداشتي اقدامات عملي انجام ميدادند. برای نمونه، شهيد نواب صفوي بهقدري در اين اعتقاد خود راسخ بود که هيچ نظر ديگري در مقابل اين ايده، در او اثر نميگذاشت. براي او اين مسئله يقيني بود و جاي تقليد هم نداشت که از ديگري تکليف خود را دراينزمينه سؤال کند. اين برداشت، صفاي روح، شجاعت نفساني و غيرتی عالي ميطلبد.
گفتنی است که امام خميني(رحمهَ الله) به اين مسئله توجه کردهاند که تقيه در امور بسیار مهم، جايي ندارد و امر به معروف و نهي از منکر، حتي اگر ضرر جانياي هم دربر داشته باشد، بايد به اين فريضه عمل کرد. ايشان دراينزمينه مثالهايي نيز آوردهاند؛ از جمله اينکه اگر دشمن قصد داشته باشد که کعبه را ويران کند، نميتوان به بهانه امکان خطر، نهي از منکر نکرد، بلکه به هر بهايي بايد به اين تکليف عمل کرد و مانع ويراني خانه خدا شد؛ هرچند بهاي آن، جان انسان باشد. همچنين اگر جان پيامبر يا امامي در خطر باشد، نميتوان به دليل زخم يا سيلي خوردن يا خوف ضرر، کنار ايستاد؛ بلکه بايد پيامبر و امام معصوم را نجات داد؛ اگرچه هزاران تن کشته شوند. امام خميني(رحمهَ الله) با بيان مثالهاي ديگر، به گونه کلي به اين مطلب اشاره دارند که در نمونههایی که اصل و کيان اسلام در خطر باشد، تقيه جايز نيست و بايد به اين فريضه عمل کرد.[١]
[١] سيدروحالله الخميني، تحرير الوسيله، ج١، باب القول في شرايط وجوبهما (شرط چهارم)، مسئله ٦ـ٨، ص٤٠٦.