بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٩ - ١ تعليم جاهل
مختلف اداره ميشود، بايد نهاد خاصي اين مهم را بر عهده گيرد. گفتني است در جوامع پيشين که بهصورت ساده اداره ميشد، اينگونه وزارتخانهها و تقسيمات بهصورت امروزي رايج نبود. براي مثال در صدر اسلام، حداکثر سه نفر کارهاي حکومتي منطقهاي را انجام ميدادند: شخصي را در مقام والي و حاکم ميفرستادند، و شخص ديگري را در جایگاه معلم و قاري؛ يعني کسي که قرآن ميدانست و به ديگران تعليم ميداد و نيز در معارف و احکام، مردم به او مراجعه ميکردند. شخص سومي را نيز بهمنزله خزانهدار ميفرستادند که اموال را جمعآوري ميکرد و امور حسابِ و کتاب آن مناطق بر دوشش بود. به مرور زمان و با گسترش و پيچيدهتر شدن روابط اجتماعي، شمار اين نهادها افزايش يافته است تا جايي که امروزه کابينه ها و دولتها از بيست تا سي وزارتخانه تشکيل ميشود.
در روزگار ما، آموزشهاي سهگانه را دستکم سه وزارتخانه به عهده دارند: وزارت آموزش و پرورش که در کنار سوادآموزي و علوم متعارف مادي و دنيوي، موظف است آگاهيهاي ديني را نيز به کودکان بياموزد. دراينزمينه بايد انصاف داد که در نظام اسلامي، و حتي در زمان رژيم گذشته، وزارت آموزش و پرورش از بهترين نهادهايي بوده که به جامعه خدمت کرده است. اين امر ادلهای دارد؛ از جمله اينکه بيشتر کارمندان آن، آموزگاران و دبيراني هستند که از طبقه متوسط و از کساني هستند که با محافل ديني سر و کار دارند و باورهاي ديني محکمي دارند؛ به همين دليل، در قبال کارشان احساس مسئوليت ميکنند.