بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٧ - ٢ امر به معروف و نهي از منکر، تساهل و تسامح و خشونت
گردند؛ ولي بههرحال، وظيفهاي است سنگين که بايد عملي گردد؛ والّا لعن خداوند و لعنتکنندگان شامل حال کساني خواهد شد که اين وظيفه را به انجام نرسانند:إِنَّ الَّذِينَ يَکتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَي مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْکتَابِ أُولَـئِک يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ؛[١] «کساني که ادله روشن و وسيله هدايتي را که نازل کردهايم، بعد از آنکه در کتاب براي مردم بيان کردیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت ميکند، و همه لعن کنندگان نيز آنها را لعنميکنند».
البته شايد هيچ دوراني از تاريخ بشر را نتوان يافت که انجام وظيفه فوق همچون امروز مشکل بوده باشد؛ زماني ممکن است انسان در مقابل شخص کافر، وظيفه مشخصي داشته باشد که به آن عمل ميکند و مشکل چنداني ايجاد نميشود، ولو اينکه در اين راه جان خود را نيز از دست بدهد. اما مشکل اساسي در جايي است که اگر انسان به وظيفه خود عمل کند، دوستان و همکيشانش، فتوا به قتل او ميدهند؛ در اينجا دوستان، او را ابتدا ملامت، و متهم به تندروي ميکنند. افزون بر اين، زماني که دشمنان او را ترور شخصيت ميکنند، آنان سکوت اختيار ميکنند. در مرحله بعد که زمينه مناسب فراهم گرديد، او را ترور فيزيکي ميکنند. سرانجام، دوستان هم ميگويند که ما به او نصيحت کرديم اما او گوش نکرد و به اين روز افتاد. بديهي است که تحمل فشار اين نوع برخورد از قسم اول بسيار سختتر است.
نکته ديگر آنکه، برخي تصور ميکنند لازمه امر به معروف، همواره
[١] بقره (٢)، ١٥٩.