بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨ - ١ عدم خوف از ضرر
پيش رود و اين را براي خود فوز عظيم، و نه ضرر بداند، ديگر از کشته شدن هم هراسي نخواهد داشت. ازاينروست که امام حسين(عليه السلام) تصريح فرمود: إِنِّي لَا أَرَي الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَه وَالْحَيَه مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً؛[١] «من مرگ را چيزي جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز ملال نميدانم». اين مطلب را امام حسين(عليه السلام) شعار نميداد، بلکه باور داشت که مرگ باعزت بهتر از تحمل زندگي در کنار ستمکاران است.
نمونه ديگري از شجاعت در انجام وظيفه، در حضرت قاسم(عليه السلام)، نوجوان سيزدهساله کربلا، بود که او هم به اين عقیده عموي خويش باور داشت و ازاینروی در شب عاشورا، زماني که عمويش، امام حسين(عليه السلام) از او پرسید مرگ در نزد تو چگونه است؟ پاسخ داد: أحلَي مِنَ العَسَل؛[٢] «از عسل هم شيرينتر است». او بر آن بود که با مرگ در راه خدا، همچون عاشقي که براي هميشه در آغوش معشوقش بيفتد، در قرب الهي جاي ميگيرد. اينجا ديگر ضرري وجود ندارد. عاشقي که آرزو ميکرد يک لحظه معشوقش را ببيند، حال که براي هميشه در آغوش او قرار گرفته است، چه ضرري کرده است؟ اين روحيه افزون بر سيدالشهدا(عليه السلام) و خانوادهاش، در ميان اصحاب ايشان نيز موج ميزد.
اين باور نقطه امتيازي است که در هيچ مکتبي جز مکتب انبياي الهي(عليهم السلام) يافت نميشود. منطق تمام کساني که در راه خدا جهاد ميکنند، اين است
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج ٤٤، باب ٢٦ (باب مکارم اخلاقه و جمل احواله و تاريخه و احوال اصحابه (صلوات الله عليه))، روايت ٤، ص١٩٢. [٢] الحسينبنحمدان الخصيبي، الهدايه الکبري، ص٢٠٤.