بزرگترین فریضه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٨ - ١ آيات
تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که براي ما انجام دادي به تو بپردازد». اين امر در فرهنگ ما هم بهخوبي جا پيدا کرده است. اما برخی ميگويند که شرم و حيا همان خجالت است، و انسان خجالتي در هيچ کجاي دنيا هيچ کاري نميتواند انجام دهد؛ ازاینروی شرم و حيا و خجالت کشيدن امري مذموم است و نبايد دختران از پسران خجالت بکشند! ما هم معتقديم که دختران بايد رو داشته باشند و بتوانند در مقابل ديگران حرف خود را بزنند؛ کار خود را انجام دهند، از خود دفاع کنند و وظيفه شرعي خويش را در جامعه به جای آورند؛ همانگونه که زينب(سلام الله عليها) براي اداي وظيفه خود در جمع ديگران سخنراني نيز کرد. اين موارد از نقطههاي مثبت و باارزش است؛ اما شرم داشتن دختري که هنوز ازدواج نکرده در مقابل يک مرد بيگانه، نیز يک ارزش است.
آنان که عفاف و حيا را مساوي با خجالتي بودن و بيعرضگي ميدانند، برآناند که براي فرار از روحيه خجالتي نبودن، بايد شرم و حيا را کنار گذاشت و براي اينکه اين امر تبديل به ملکه براي انسان گردد، لازم است دختر و پسر با هم، بدون حد و مرز، معاشرت داشته باشند. در پی اين طرز فکر است که ميگويند پس بايد دختر و پسر را آزاد گذاشت تا با هم معاشرت داشته باشند، و ازاینروی در اينجا يَأْمُرُونَ بِالْمُنکرِ درباره آنان تحقق مییابد.
در اينجا پاسخ پرسش ديگري نيز مشخص ميشود که چرا خداوند در مقابل واژه الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ از واژه الکافرون و الکافرات استفاده نکرده است، بلکه واژه الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ را بهکار برده است. دليل اين امر اين