نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨ - ٧ « انسان» و مرادفات آن
در قرآن، هم آياتى وجود دارد كه در آنها انسان مدح شده و هم آياتي که در آنها انسان نکوهش شده است.
اگر واژة «انسان» بر كمال و فضيلت دلالت داشت، خداوند در آيات ذيل به جاي آن کلمه «بشر» را به کار ميبرد:
«إِنَّ الإِْنْسانَ لَظَلُومٌ كَفّار؛[١]انسان سخت کفر کيش و ستمگر است».
«إِنَّ الإِْنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً؛[٢] انسان حريص آفريده شده است».
همچنين خداوند در جايي مىفرمايد: را از خاك آفريديم و در جاى ديگر مىگويد: بشررا از خاك آفريديم. ميبينيم كه تفاوتى در مورد استعمال اين دو واژه به چشم نمىخورد. اما اينكه چرا جايي بشر مىگويد و جاى ديگر انسان به کار ميبرد، نكتهاى ديگر است. گاهى فصاحت و بلاغت مقتضى اين نوع كاربُرد مترادفات است. گاهى اين ظرايف را كسانى كه ذوق لطيف و والايى دارند در مىيابند و گاهى هم قابل تبيين نيست. ولى چون ما برآنيم كه قرآن در بالاترين ستيغ بلاغت و فصاحت نازل شده، معتقديم كه اينجا اين لفظ و جاى ديگر لفظ ديگر مناسب بوده است.
تنها فرقى كه در مورد كاربرد دو لفظ انسان و بشر، وجود دارد اين است كه انسان بر جمع اطلاق نمىشود و اسم جنسِ فردى است، ولى بشر، هم به صورت اسم جنس فردى به كار مىرود: «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ؛[٣]من فقط بشري همانند شما هستم».
«وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ؛[٤] و آنگاه که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من بشري از مادّة گل و لاي خواهم آفريد».
١ ابراهيم (١٤)، ٣٤.
٢ معارج (٧٠)، ١٩.
[٣]کهف (١٨)، ١١٠.٤ حجر (١٥)، .٢٨