نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٤ - ١ ازدواج قانوني
به انسان نشان دهد. مثلاً غريزه گرسنگى فقط اقتضا مىكند كه انسان غذايى بخورد تا سير شود، اما اينكه چه غذايى باشد، چه كسى آن را تهيه كند و از چه راهى به دست آمده باشد و...، اموري هستند كه اصل غريزة گرسنگى نميتواند آنها را معيّن سازد. اما عقل انسان ميتواند اين گونه امور را به گونهاي تعيين و تنظيم كند كه هم غريزة گرسنگى اشباع شود و هم مصالح فردى و اجتماعى همة انسانها تأمين گردد. به بيان ديگر، براى ارضاي هر غريزه راههاى گوناگوني وجود دارد كه خود غريزه نمىتواند از ميان آنها راه درست و پسنديده را برگزيند و به انسان عرضه كند. ساير ابعاد و وجوه انسان ميتواند راه يا راههاى درست را مشخص كند و بدين ترتيب قلمرو ارضاي غريزه را محدود نمايد. غريزة جنسى نيز از اين قاعده بر كنار نيست و فقط اقتضا دارد كه مرد با زن و زن با مرد آميزش جنسى داشته باشد. در اسلام ارضاي آزادانه و بدون قيد و شرط اين غريزه پذيرفته نيست، بلكه راههاى ارضا محدود شده و غريزه در مسير فطرت و اقتضاي مصالح فردى و اجتماعى همة انسانها هدايت شده است. بنابراين، از ديدگاه اسلام:
اولاً: مسير فطرى غريزة جنسى اين است كه با تمتع از جنس مخالف ارضا شود. پس ارضاي آن به وسيلة جنس موافق ممنوع است.
ثانياً: تمتع از جنس مخالف نيز محدود به چارچوبة قانونى و شرعى يعنى «نكاح» و ازدواج است. اصل اين است كه غريزة جنسي در محيط خانواده ارضا شود. بنابراين، ارتباطات جنسى نامشروع و بى قيد و شرط (= زنا) ممنوع است؛ خواه ارتباط جنسى با روسپيان رسمى (= سفاح) باشد و خواه آنچه امروزه در اصطلاح «رفيقهبازي» ناميده ميشود و بر اساس آن مرد و زني بدون ازدواج شرعي و قانوني نياز جنسي يكديگر را برآورده ميسازند و اين كار كه كم و بيش مقررات خصوصي نيز بر آن حاكم است، ممكن است سالها ادامه پيدا كند، بدون اينكه زن فاحشة رسمي باشد (= اتخاذ خدن). در