نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - ملاك جعل حقوق از ناحية خداوند
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ؛[١] آيا نديدي چگونه خداوند «کلمة طيبه» و (گفتار پاکيزه) را به درخت پاکيزهاي تشبيه کرده که ريشة آن (در زمين) ثابت و شاخة آن در آسمان است؛ هر زمان ميوة خود را به اذن پروردگارش ميدهد، و خداوند براي مردم مثلها ميزند. شايد متذکر شوند (پند گيرند).
اگر اين ريشه وجود نداشته باشد، ساير حقوق به درختى بىريشه مىماند. به تعبير قرآن كريم: «مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ؛[٢]كلمة خبيثه (و سخن باطل) به درخت ناپاكى شبيه است كه از روى زمين بركنده شده و قرار و ثباتى ندارد». درختى كه در زمين ريشه نداشته باشد يا مىپوسد يا مىگندد و سرانجام خشك ميشود، و بنابراين، ثمر نخواهد داد؛ اما اگر درخت ريشة محكمى داشته باشد، اگرچه گاهى هم شاخ و برگش بخشكد يا پژمرده شود، به دليل برخوردارى از ريشة ثابت، بار ديگر مىتواند شاخ و برگ دهد.[٣]
ملاك جعل حقوق از ناحية خداوند
حق خداى متعال اصلِ حقوق است. به تعبير ديگر، همة حقوق را خدا اعتبار ميکند. آيا خدا بىدليل و از روى گزاف حقى را براى كسى قائل مىشود، يا اعتبار حقوق و تكاليف از سوي خداوند بر اساس حکمت است؟
کساني که شناخت واقعي از اسلام دارند، معتقدند که ارادة خدا هميشه بر اساس
[١] ابراهيم (١٤)، ٢٤ و ٢٥. [٢] ابراهيم (١٤)، ٢٦. [٣]نظرية حقوقي اسلام، ص ١٢٤ ـ ١٢٥.