نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٦ - يادآوري چند نكته
٣. چنانكه پيشتر گفتهايم اولاً: حق و تكليف متضايفاند؛ يعني اگر براي كسي حقي وضع شود بر ديگران نيز تكليفي وضع ميشود و ثانياً: حق و تكليف هر كسي متوازن و متساوي است؛ يعني براي هر كسي به نسبت تكليف و مسئوليتش حق و اختياري نيز جعل ميشود و اين دو اصل در مبحث حقوق مرد و زن نيز صادق است. هر يك از مرد و زن به تناسب تكاليفي كه دارند، داراي حقوق و اختياراتي نيز ميباشند؛ به اين معنا كه جعل يك حق براى زن به جعل حق ديگرى براى مرد مىانجامد و وضع يك تكليف بر زن به وضع تكليف ديگرى بر مرد منجر مىشود. بنابراين، حقوق و تكاليف هر يك از اين دو جنس با هم متعادل و متوازن است: از اين ديدگاه نيز ستمي در كار نيست.
٤. گفتيم كه در نظام حقوقى اسلام اختلافات حقوقى زن و مرد مبتنى بر اختلافات طبيعى و تكوينى آنهاست و اختلافات تكوينى نيز به دو بخش كلى بدنى و روحى تقسيم ميشود. اختلافات بدنى بيشترين تأثيرش را در ايجاد تفاوت بين سهم مرد و زن در توالد و تناسل، تغذيه و تربيت فرزندان نشان مىدهد. از لحاظ روحي زن غالباً روحية انفعالى تأثيرپذير و عاطفى دارد و مرد داراي روحية تعقلى ژرفبين و دورانديش است.
در زمينة اختلافات طبيعى زن و مرد به تفاوتهاى ديگرى نيز اشاره كردهاند كه چندان مهم نيست و دلايلي محكم ندارد. از جمله گفتهاند كه حجم مغز زن كوچكتر از حجم مغز مرد است. اگر اين ادعا ثابت شود، ميتواند موجب تفاوتهاي رواني بهويژه در جنبة شناخت و آگاهي گردد. همچنين گفتهاند كه قدرت فهم و ادراك زن در همة زمينهها يا دستكم در امور عقلي و استدلالي كمتر از مرد است. براي ما هنوز اين ادعاها ثابت نشده است، اگرچه تحقيقات روانشناختي آماري نشان ميدهد كه استعداد فراگيري زن در بعضي از علوم و معارف مانند رشتههاي رياضي و فلسفه ضعيفتر از