نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - نظامنامه حقوق و تكاليف بشر
چنانکه حق تصدى مقامات و مناصب مختلف حكومتى را نيز ندارد. خلاصه آنكه مردم موظفاند كه با غاصبان حكومت مبارزه كنند.
از آنجا كه وجود حكومت در هر جامعه ضرورت دارد، بايد پس از براندازى حكومت نامشروع، حكومتى مشروع بر سر كار آيد. كسى كه داراي صلاحيتهاى لازم براى حكومت و رهبرى است نمىتواند به صرف مأذون بودن از طرف خداى متعال قدرت را در دست بگيرد، زيرا اجازة الاهي فقط موجب قانونى بودن و مشروعيت حكومت است، که به تنهايي کافي نيست، بلکه حکومت اضافه بر مشروعيت به مقبوليت يعنى پذيرش و حمايت مردمي نيازمند است؛ چون مقبوليت عامل اقتدار حکومت است. از اين رو، افراد جامعه موظفاند كه با پذيرش و حمايت خود فرد صالح را بر سر كار آورند و حكومت او را تقويت كنند. از ديدگاه تشيع معصومان ـ سلام الله عليهم اجمعين ـ همگى از طرف خداى متعال اذن داشتند كه بر امت اسلام حكومت كنند. اما به دليل عدم مقبوليت مردمي حکومت آنان، اين امر ـ جز در دورة کوتاهي از خلافت امام علي(عليه السلام) ـ به فعليت نرسيد.
مطابق بند (٢): مردم مكلفاند كه پس از احراز صلاحيت فردي براى حكومت تلاش كنند تا قدرت به او سپرده شود، زيرا فعليت و تحقق يافتن حكومت حق و عدل بدون تلاش و پشتيبانى مردم امكانپذير نيست.
مادّة بيست و چهارم: «وظيفه دولت تأمين مصالح مادى و معنوىاى است كه تأمين آنها در توان هيچ يك از افراد و گروههاى اجتماعي نيست. طريق مشروع تأمين مصالح را فقه اسلامى مشخص ميسازد. طبيعي است که دولت اختياراتى متناسب با وظايف خود خواهد داشت».
اين مادّه بيانگر ضرورت حكومت، وظايف و اختيارات دستگاه حاكمه است. هرچند در اين زمينه در جاي خودش به تفصيل بحث کردهايم،[١] به دليل اهميت آن در اينجا نيز
[١]ر.ک: حقوق و سياست در قرآن، ص ١٨١ ـ ٢٠٠ و ٢٤٦.