پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٢ - پرسش
نويسندگان وجود ندارد و البته طبيعى است كه براى حصول تفاهم و گفتگوى كارگشا بايد تعريف مشتركى داشته باشيم. يعنى وقتى ما مىتوانيم به اين سؤال كه آيا آزادى با اسلام سازگار است يا خير؟ پاسخ دهيم كه بدانيم آزادى به چه معناست. تا آنجا كه ما اطلاع داريم حدود دويست تعريف براى آزادى برشمردهاند. پس بناچار بايد بحث را به شيوه كاربردى و تطبيقى پيش برد و بنگريم كه طرفداران آزادى چه معنا و مفهومى از آن در ذهن دارند؟ و از آزادى چه مىخواهند؟ آنگاه ببينيم آنچه آنها مىخواهند با اسلام سازگار است يا خير.
معمولا افراد فريبكار و مغرض از مفاهيم انتزاعى و لغزندهاى چون «آزادى» به نفع اغراض خود سوء استفاده مىكنند، طورى آن را ذكر مىكنند كه مخاطب به شكلى مىفهمد، ولى قصد اصلى اين افراد دقيقاً چيز ديگرى است و با بيان كلمات فريبنده و با روشهاى مغالطهآميز اغراض سوء خود را تلقين مىكنند. براى مثال، در بحثها، سخنرانىها و مقالات برخى از مجلات و روزنامهها اين سؤال را مطرح كردهاند كه آيا دين بر آزادى مقدم است و يا آزادى بر دين؟ آيا اصل آزادى است و دين تابعى از آزادى است، يا اصل دين است و آزادى تابعى از دين است؟ در مقام بحث اگر گفته شود دين اصل است، مىگويند: تا كسى آزاد نباشد چگونه دينى را انتخاب مىكند؟ زيرا بايد آزاد باشد تا دين را بپذيرد؛ پس معلوم مىشود كه آزادى بر دين مقدّم است. آنگاه نتيجه مىگيرند كه دين نمىتواند آزادى را محدود كند، چون آزادى پدر دين است و بر آن تقدّم دارد! پس انسان هر كارى را مىتواند انجام دهد.
از اينرو براى جلوگيرى از سفسطهها و سوء استفادهها بهتر است كه با كنار گذاردن بحث درباره تعاريف، روى مصاديق آزادى بحث كنيم ـ اگر نتوانستيم به تعريف مشتركى با طرف گفتگو دست يابيم ـ و به كسانى كه دم از آزادى مىزنند بگوييم: آيا اجازه مىدهيد كه كسى سيلى محكمى به گوش شما بزند و استدلال كند كه آزادم؟ قطعاً پاسخ منفى است و خواهند گفت بديهى است كه منظور ما از آزادى اين نيست؛ زيرا اين تجاوز به حق ديگرى است. پس نتيجه مىگيريم كه آزادى در حدّى مطلوب است كه موجب تجاوز به حقوق ديگران نشود و آزادى مطلق نيست. حال اگر بگوييم اجازه مىدهيد كسى هر چه خواست درباره فاميل و ناموس شما بگويد؟ او به شما كتك نمىزند، بلكه