پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - پرسش
بنابراين، ما براى بررسى و بحث درباره سه ديدگاه مذكور احتياج به چند نوع بحث داريم كه متدهاى مختلفى را مىطلبد: در مورد كسانى كه اساساً اعتقاد به اسلام ندارند ولى مدعىاند اسلام سياست ندارد بايد از ادلّه عقلى در بحث استفاده كرد و محور و ملاك گفتگو را برهانهاى عقلى قرار داد. زيرا اصولا در هر بحث علمى بايد از ابزارى كه دو طرف گفتگو در آن اشتراك دارند و هر دو آن را پذيرفتهاند بهره گرفت. بنابراين در اينجا جا ندارد كه از آيه قرآن و فرموده پيامبر و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ استفاده كنيم . زيرا طرف گفتمان قرآن و روايات را قبول ندارد. براى اين دسته از افراد ابتدا با براهين عقلى اصل اسلام را، يعنى اعتقاد به وجود خدا و نبوت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، بايد اثبات كرد، سپس قدم به قدم جلو آمد و پس از اثبات امورى چند از طريق عقلى، مانند حجت بودن قرآن و روايات، نشان داد كه اسلام آميخته با سياست است نه جداى از آن.
اما در برخورد با كسانى كه اصل اسلام و اعتبار منابع دينى، يعنى قرآن و سنّت، را پذيرفتهاند و يا آن كه علاوه بر اين وجود حكومت دينى را نيز قبول دارند، بايد با استفاده از متد نقلى و تاريخى، و نه صرفاً متد عقلانى، به بحث و گفتگو نشست. و بالاخره با طايفه سوم، يعنى كسانى كه در شكل و عملكرد نظام ولايت فقيه حرف دارند، بايد با استناد به اسناد و مدارك تاريخى به گفتگو پرداخت و نمىتوان از بحث نقلى و تعبّدى استفاده كرد.
كوتاه سخن آن كه، چون بحث ما ابعاد گوناگونى دارد، تنها از يك متد نمىتوانيم استفاده كنيم: در بعضى از ابعادش بايد از متد عقلانى استفاده كنيم، در بعضى از ابعادش بايد از متد نقلى و تعبدى و ادلّه شرعى استفاده كنيم و در برخى از ابعادش بايد از متد تاريخى و بررسىهاى عينى مدد بگيريم.