پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٠ - پرسش
بلكه به دست آوردن مقام خلافت با توجه به آيات قرآن داراى شرايطى است، از جمله:
١ـ علم به اسماء «وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَْسْماءَ كُلَّها»[١]
٢ـ خليفه الهى بايد صلاحيّت اجراى عدالت در زمين را داشته باشد. پس انسان درندهخويى كه عالم را به خاك و خون مىكشد و از هيچ جنايتى فروگذار نيست و كسى كه بهرهاى از عدالت نبرده نمىتواند خليفة اللّه باشد؛ و مگر خداوند ظالم است كه خليفه او نيز ظالم باشد؟ كسى خليفه خدا است كه در زندگى فردى و اجتماعى صفات خدا را به ظهور برساند، نه هر كسى كه روى دو پا راه مىرود بنابراين كسانى كه سعى در گمراه كردن مردم و براندازى حكومت اسلامى دارند. نه تنها اشرف مخلوقات نيستند، بلكه همان شياطين انسى هستند كه خداوند آنها را از حيوانات پستتر مىداند و درباره آنها مىفرمايد: «اِنَّ شَرَّ الدَّوابِّ عِنْدَاللّهِ الصُّمُّ البُكْمُ الَّذينَ لا يَعقِلون»[٢]
بعلاوه، در همين قرآنى كه به خليفة اللّه بودن انسان ـ البتّه با شرايطى كه گفته شد ـ اشاره شده است، دهها حكم الزامى خداوند در مسائل حكومتى و سياسى و اجتماعى وجود دارد كه بايد به آنها عمل شود. حال، چگونه است كه طرّاحان شبهه پيش گفته، تنها يك آيه از قرآن را مىبينند و از باقى آيات صرفنظر مىكنند؟!
[١] بقره /٣١. [٢] انفال /٢٢؛ بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه انديشه نمىكنند.