پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٤ - دليل ديگر براى اعتبار نظريه هرمنوتيك و پاسخ آن
بدانيد واقعاً ما آن را گفتهايم يا خير آن را به ظاهر قرآن و محكمات آيات عرضه كنيد، چنانچه با آنها سازگارى داشت از ماست وگرنه به طور قطع بدانيد ما آن روايت را نگفتهايم و آن روايت هيچ ارزش و اعتبارى ندارد؛ آيا باز جاى ترديدى براى حجيّت ظواهر و الفاظ آيات قرآن باقى مىماند؟ و اگر سخن ائمه اطهار(عليهم السلام) نيز چنانچه با ظاهر آيات نمىساخت ارزش ندارد، آيا سخنان ديگرانى كه با ظواهر آيات قرآن بيگانه است ارزش و اعتبارى خواهد داشت؟!
فرق است بين اين كه بگوييم علاوه بر ظاهر آيات و اعتبار آنها، مطالب عميقترى در قرآن وجود دارد به نام بطون و تأويلات آيات، با اين كه ادعا شود كه اصلا ظواهر آيات اعتبار ندارند و تنها تأويلات و برداشتهايى كه ما مىتوانيم از آيات داشته باشيم معتبرند، آن هم برداشت و تأويلاتى كه بر اساس ذهنيّات تأويل كننده به دست مىآيند و زاييده ذهن او هستند.
همين شبهات و انحرافاتى كه امروزه با روشهاى علمى مطرح مىشوند و نظاممند شدهاند، در زمان حضرت على(عليه السلام) كار را به جايى رساند كه مسلمانان رو در روى هم قرار گرفتند و در جنگ جمل و نهروان عدهاى بر اثر پذيرش شبهات و تأويلات انحرافى در مقابل مفسر راستين قرآن، على(عليه السلام)، ايستادند و در نتيجه عده زيادى كشته شدند؛ حضرت در اين باره مىفرمايند:
«به خدا شكايت مىكنم از مردمى كه عمر خود را به نادانى سپرى مىسازند و با گمراهى از اين دنيا رخت مىبندند. كالايى خوارتر و بىمقدارتر از كتاب خدا نزد آنان نيست اگر آن را چنان كه بايد خوانده شود و تغيير در آن داده نشود، و متاعى پرسودتر و گرانبهاتر از آن نباشد، اگر آن را از معناى خويش برگردانند و در آن تغييراتى ايجاد كنند؛ و نزد ايشان چيزى زشتتر از معروف و نيكوتر از منكر نيست.[١]
و نيز در پايان خطبه ١٤٧ مىفرمايند:
«پس رستگارى و وفاى به عهده و ميثاق با قرآن را از اهل آن (خاندان پيامبر) درخواست كنيد، زيرا ايشان زنده دارنده علم و دانش و ميراننده جهل و نادانى هستند. آنان كه حكمشان شما را از دانش آنها خبر دهد و خاموشى آنها از گفتارشان و نهان آنها از
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٧.