پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - مقايسه قرآن با زبان شعر توجيهى بر برداشت هاى متكثر
نسبيت معرفت مىتوان به آن اشاره كرد، برداشتهاى متفاوتى است كه از اشعار عرفانى و عاشقانه و بخصوص از غزليّات حافظ وجود دارد. يكى از كتابهايى كه در اغلب منازل ايرانيان يافت مىشود، ديوان حافظ است و بر اساس يك سنّت ديرين افراد با آن كتاب فال مىگيرند. به اين صورت كه كتاب را باز مىكنند و با غزلى مواجه مىشوند و هر كس بسته به ذهنيّت و دغدغهاى كه دارد و مشكلى كه برايش پيش آمده از آن غزل برداشتى مىكند كه ممكن است بين اين برداشتها صددرصد تفاوت وجود داشته باشد. يكى سلامتى مسافر خود را از آن برداشت كند و ديگرى بيمارى او را. و چه بسا اين برداشتها با آنچه مقصود شاعر از شعر خود بوده فرسنگها فاصله داشته باشد؛ به قول مولانا:
هر كسى از ظن خود شد يار من *** از درون من نجست اسرار من
مىگويند قرآن نيز چنين ساختارى دارد و مانند غزليّات حافظ قابل تفسيرها و برداشتهاى متفاوت و حتّى متضاد است و هر كسى با كاوش در ذهنيتهاى خود و با پيشداورىهايى كه دارد مىتواند برداشت و تفسيرى از آيات داشته باشد و بر اين اساس مىگويند معرفت و شناخت دين نسبى و سيّال است و كسى نبايد رأى و نظر خود را مطلق بداند.
بر اساس اين نظريه، اگر كسى ادعا كرد كه قرائت و برداشت من از دين اين است كه خداوند وجود عينى و واقعى ندارد و اصلا قوام دين (= بود و نبود دين) به اعتقاد به خداوند نيست، كسى نبايد به او اعتراض كند؛ چون او فهم و برداشت خود را مطرح ساخته است و دين نيز كشش چنين برداشتى را دارد، چنان كه اشعار حافظ نيز كشش تفاسير و برداشتهاى متفاوت را دارد!!
در رد چنين نگرشى بايد گفت: ما با ادله عقلى اثبات مىكنيم كه حكمت و لطف خداوند ايجاب مىكند كه بندگانش را به مسير و هدف واحد و حق مطلق هدايت كند و در اين راستا، خداوند قرآن را فرستاده است كه بيان و حجّت و موعظه براى همه انسانها باشد و بيمارىهاى روحى و روانى بشريت را درمان بخشد بر اساس آنچه ما از مكتب پيامبر و ائمه اطهار(عليهم السلام) دريافت كردهايم، اين قرآن تنها يك قرائت و تفسير صحيح دارد و آن هم تفسير و قرائت پيامبر و اهل بيت(عليهم السلام) است و اين قرائت با قرائتهاى