پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٦ - پرسش
بنابراين در صورتى كه برخى قصد براندازى نظام و سرنگونى آن، يا قصد توهين به اسلام و قرآن يا قصد توطئه بر عليه مصالح كشور و امنيت عمومى را داشتند گرچه ديگران به هر دليلى متوجه خطر نشدند و يا صلاح نديدند كه اقدام كنند، اگر راهى بجز اعمال خشونت وجود نداشته باشد، واجب است كه مردم خودشان اقدام كنند؛ پس در اينجا نيز خشونت جايز است. معناى سخن ما اين نيست كه در همه جا بايد دست به خشونت زد، بلكه رحمت الهى و مهربانى اصل است و تنها به هنگام ضرورت و اضطرار بايد دست به خشونت زد. وقتى دولت اسلامى وجود دارد بايد بر طبق رأى دادگاه و مقامات ذىصلاح دولت اسلامى عمل شود؛ اما اگر كار از دست دولت اسلامى خارج شد و براى حفظ اسلام و نظام اسلامى راهى جز قيام خشونتآميز مردمى نبود، خشوت واجب است.
فرض ديگر صورتى است كه نظام و حكومت، اسلامى نباشد و مردم زير سلطه حكومت طاغوت زندگى كنند در اين صورت نيز اگر اصول اسلام مورد تعرّض قرار گرفت و دشمنان در صدد محو اسلام برآمدند بر مردم واجب است بپا خيزند و با تمام وجود از اسلام و قرآن دفاع كنند، چنانكه حضرت امام خمينى(رحمه الله) فرمودند: اگر اصول اسلام در خطر باشد قرآن و مذهب در مخاطره باشد در اينجا تقيه حرام است و بايد قيام كرد ولو بلغ ما بلغ[١]. پس در مواردى چارهاى جز اقدام عملى وجود ندارد و بايد با خشونت، جلو خشونت و توطئه گرفته شود.
[١] صحيفه نور، ج ١، ص ٤٠.