پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٤ - پرسش
در ارگانهاى رسمى، بنوعى امتياز براى دينداران است در صورتيكه انسانها يكسانند و هيچ يك بر ديگرى برترى ندارند.
اما سؤال اساسى اين است كه آنها چگونه به ساير گروههاى اجتماعى اجازه مىدهند كه به هر صورتى مىخواهند عمل كنند و هر طورى كه مىخواهند لباس بپوشند و رفتار كنند ولى، اين اختيار را كه دينداران حجاب داشته باشند، لباس خاص بپوشند و خانمها موى سرشان را بپوشانند از آنها سلب مىكنند. اين در واقع سلب آزادى و نفى حقوق بخشى از شهروندان است.
به هر حال اين به اصطلاح توجيه فلسفى يك مغالطه عميق را در خود جاى داده است و آن اين كه لازمه يكسان بودن همه انسانها در انسانيت، اين نيست كه همه شهروندان هم در شهروند بودن يكسان باشند. مساوى بودن انسانها در انسانيت بحثى است كه قبل از همه و بيش از همه، اسلام روى آن تكيه كرده است، چنانكه خداوند مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَر وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ»[١]
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست) گرامىترين شما در نزد خداوند با تقواترين شما است.
قرآن به صراحت تفاوت و امتياز بين انسانها را نفى مىكند و آنها را فرزندان يك پدر و مادر معرفى مىكند كه به مانند خواهران و برادران هم هستند و فاصله و امتيازى بين آنها وجود ندارد. ما هم به عنوان يك مسلمان معتقديم انسانها درجه يك و دو ندارند. ولى اين بدان معنا نيست كه همه انسانها در همه چيز، حتى در شهروندى نسبت به يك كشور و استفاده از مزاياى حقوقى يك شهروند، مساوى باشند. در تمام دنيا به عنوان يك اصل در حقوق بينالملل پذيرفته شده كه تابعيت شرايط و حقوق و مزاياى خاصى دارد. ممكن است كسى به كشورى مهاجرت كند و به مردم آنجا هم خيلى خدمت كند ولى حق تابعيت آن كشور به او اعطا نگردد چون براى اعطاى تابعيت به افراد مهاجر قوانين و مقررات خاصى وجود دارد. حتى بالاتر از اين وقتى به كسى تابعيت مىدهند ممكن
[١] حجرات/ ١٣.