پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢ - عدم تعارض حاكميت انسان با خداوند
پاسخ آن است كه بستر اين دو اعتماد، دو بستر از هم جدا هستند. آنجا كه گفته مىشود بايد انسان اعتماد به نفس داشته باشد بستر و زمينه ارتباط انسان با انسانهاى ديگر مورد نظر است و آنجا كه گفته مىشود و انسان بايد به خدا اعتماد و توكل داشته باشد بستر ارتباط انسان با خدا در نظر گرفته مىشود. بنابراين مسأله اعتماد به نفس براى تعيين نوع رابطه انسانها با يكديگر است. كه به يكديگر تكيه و اعتماد نكنند و كسى را بىجهت فراتر از ديگران نشناسند، نه اين كه به خداوند نيز اعتماد نداشته باشند.
در حوزه مسائل سياسى، مثل مسأله حاكميت فرد و حاكميت ملى، نيز قضيه از همين قرار است. حاكميت ملّى؛ يعنى، هر ملتى روى پاى خود بايستد و ديگران نبايد بر او قيموميت داشته باشند. حاكميت فرد بر خويش؛ يعنى كسى، خود به خود، حق حاكميت و سلطه بر ديگرى ندارد؛ نه اين كه خداوند هم حق حاكميت ندارد. به تعبير ديگر، حق حاكميت فردى و ملى در طول حاكميت خداست. در اصل حاكميت از آن خداست و در طول آن، كسى كه خداوند به او اجازه حاكميت داده، در همان سطح و محدودهاى كه خداوند براى او معين كرده است حق حاكميت خواهد داشت و اگر اجازه ندهد هيچ انسانى حق حاكميت بر انسان ديگرى را نخواهد داشت.