پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٦ - پرسش
و منافع مادّى. اگر مقايسهاى بين نظام اسلامى و نظامهاى رائج در دنيا كه صرفاً متكى به رأى مردم هستند داشته باشيم درمىيابيم نظام اسلامى كه بنا بر عقيده ما بايد مستند به اذن خداوند باشد، هم منشأ الهى دارد و هم از حمايت مردم و آراء آنان برخوردار است، اعتبار مضاعفى دارد، چون در اين نظام نيز رأى مردم مورد احترام است و بسيارى از نهادها و سازمانها در جمهورى اسلامى با رأى مردم شكل مىگيرد. لذا اين نظام در سايه حكومت الهى و حمايتهاى مردمى از استحكام و استوارى بيشترى نسبت به نظامهاى صرفاً متكى به رأى مردم برخوردار است.
در نتيجه از نظر اسلام اگر چه انسانها تكويناً آزاد و داراى قدرت انتخاب و گزينش هستند و قادرند هر چه را كه توانا بر انجام آن هستند انتخاب نمايند ولى در تشريع خداوندى، قوانين و زمامدارانى به آنان معرفى شده است كه به اختيار و آزادى انسان جهت داده و مسير انتخاب او را به مقصد رستگارى هدايت مىكند.
بر اساس اصول و مبانى اسلام تعارض اساسى بين نظريه سياسى اسلام و دموكراسى غربى با آن خاستگاه فكرى، وجود دارد كه هيچگاه بين اين دو سازگارى ايجاد نخواهد شد.