پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - پرسش
نظريه پاسخ درستى بدان داده نشده است. لذا ملاك عقلپسندى براى مشروعيت دموكراسى وجود ندارد. صرف نظر از جنبه نظرى به لحاظ واقع و در عمل نيز نظامهاى موجودِ مبتنى بر دموكراسى هيچكدام بر پايه خواست واقعى مردم و مشاركت حقيقى آنان بنا نشده است و اين مطلبى است كه خود صاحبنظران غربى به آن اعتراف دارند. اساساً بر حسب مبانى فرهنگ غرب هيچگاه مشاركت اصولى و واقعى مردم در سرنوشت اجتماعى خويش تحقق پيدا نخواهد كرد.[١]
نظريه سياسى اسلام كه اعتبار قانون و مشروعيت مجريان آن را از جانب خداوند مىداند، هيچ يك از اشكالاتى را كه بر نظامهاى مردمسالار وارد مىگردد، دارا نيست. بىترديد نزد كسانى كه معتقد به خدا و دين بوده و از حاكميّت الهى روىگردان نمىباشند، حاكميت الهى بزرگترين آرمانى است كه با نداى وجدان و اصول انسانى و منطق عقل آنها هماهنگ است. تئورى حكومت اسلامى، تئورى مقبول، منطقى و عارى از تناقض و اشكال و برخوردار از انسجام كامل درونى است. نظام اسلامى همه محاسن و امتيازات ديگر نظامها را همراه با ويژگيهاى خاص خود، داراست و در عوض هيچيك از نقائص و كاستىهاى آنان را در خود ندارند.
در مرام پيامبران الهى(عليهم السلام) به آزادى انسانها و انتخاب آگاهانه مردم توجه خاصّى شده است و در واقع بيش از ساير نظامها آزاديهاى مردم را محترم شمردهاند و به اقتضاى حقّانيت راه خود سعى داشتهاند مردم در مواجهه با دعوت و نظام ارائه شده از انتخاب كاملا آزادى برخوردار باشند و به اراده خود حق را پذيرفته و هدايت شوند.
اگر جوهره دموكراسى را مشاركت سياسى بدانيم، اسلام نه تنها بر مشاركت سياسى تأكيد شايانى دارد بلكه مكانيزمهايى را پيشبينى نموده است كه اصولىترين و واقعىترين مشاركتها را در پى خواهد داشت. در اسلام انگيزه مشاركت مسلمانان داراى پشتوانه مكتبى و برخاسته از موضع تعهد و مسؤوليت و مشاركتى فعّالانه است نه عملى منفعلانه و سازمانيافته از سوى حكومتها و به انگيزه برآوردن خواستههاى فردى
[١] براى آشنايى با دموكراسى، نقد و اشكالات آن از جمله مىتوانيد به كتاب فلسفه سياست از كتابهاى «سلسله دروس انديشههاى بنيادين اسلامى» انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله) ص ١٣٣ ـ ١٦٠ مراجعه كنيد.