جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢ - يك پرسش و پاسخ آن
بنابراين بر مؤمنان است كه اولا، همواره در پى عمل به تكاليف الهى و دينى خود باشند؛ و ثانياً، در اين راه و در عمل به تكاليف، از همه مواهب مادى و اسباب و وسايل طبيعى كه در اختيار دارند استفاده كنند و تا آن جا كه در توان دارند در انجام وظيفه كوتاهى نكنند.
حال با توجه به اين دو نكته، اگر مؤمنان بر دشمن پيروز شدند و قادر به پيروزى بر دشمن بودند كه ديگر نيازى به امدادهاى غيبى نيست؛ اما اگر با وجود همه كوششها و تلاشها و استفاده از همه امكانات و توان خود، اسباب و وسايل عادى وافى به مقصودشان در دست يابى به هدف نهايى، يعنى پيروزى حق، نبود، خداى متعال به اندازه نياز و شايستگى ايشان آنان را امداد و تأييد خواهد كرد.
اما اگر مؤمنان در استفاده از اسباب و وسايل عادى و طبيعى سستى كردند و آن چه كه در توان داشتند و ممكن و مقدورشان بود به كار نگرفتند و در تشخيص وظيفه و يا عمل به آن، كوتاهى كردند، در اين صورت لياقت و صلاحيت دريافت امدادهاى غيبى و تأييدات الهى را نخواهند داشت.
وضع مؤمنان در اين زمينه، دقيقاً به وضع شخص بيمار مىماند، كه در درجه اول بايد به پزشك مراجعه كند و دستورات او را مو به مو به كار بندد، از خوردن غذاهاى مضرّ پرهيز كند و در همه جا راه احتياط را در پيش گيرد تا بهبود يابد. حال اگر با اين همه، پزشك و دارو و درمانهاى طبيعى و رايج نتوانست درد او را درمان كند و على رغم كوتاهى نكردن در مراجعه به پزشك و دارو و درمان، اثرى از بهبودى و معالجه در او مشاهده نشد، در چنين فرضى ممكن است حكمت الهى مقتضى اين باشد كه بر اثر دعا و توسل به درگاه احديت، به طريقى معجزه آسا شفا يابد.