جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٧ - الف) تحريك غريزه انتقام  جويى و احقاق حق
اين منظور است كه آنان را به جنگ با كفار برانگيزد و غريزه انتقام جويى را در ايشان تحريك كند.
در جايى ديگر مىفرمايد:
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ . الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقّ إِلاّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ؛١ به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده، اجازه (جهاد) داده شده است؛ چرا كه مورد ستم قرار گرفته اند، و البته خداوند بر يارى آنان توانا است. همانان كه به ناحق از خانه و شهر خود رانده شدند (و گناهى ندارند) جز اين كه مىگويند: پروردگار ما خدا است.
در اين دو آيه شريفه، خداى متعال به مسلمانان گوشزد مىكند كه دشمنانشان از هر نظر مستحق برخورد و درگيرى هستند؛ زيرا هم آغازگر جنگ بوده اند و هم نسبت به مسلمانان از هر نظر ستم روا داشته اند، به ويژه كه آنان را از شهر و ديار خود بيرون رانده و آواره ساخته اند. آنان بدون آن كه مسلمانان مرتكب جرم و گناهى شده باشند و تنها به جرم مسلمان، خداپرست و موحد بودن، اين همه نسبت به ايشان ستم روا داشته اند.
خداوند با تكيه بر اين حقايق به مسلمانان گوشزد مىكند كه نبايد به اين زورگويىها و ستم كارىها تن دهند و چنين ذلّت هايى را پذيرا باشند؛ بلكه بايد به جنگ با دشمن متجاوز ستم كار برخيزند و از حيثيت و شرف و اعتقاد و هستى خود در مقابل هجوم دشمن دفاع كنند و بدانند كه خداوند توانا آنها را يارى خواهد كرد. نخستين مرحله كمك الهى به آنان نيز همين اذن جهاد و دفاع است كه در اين آيه مطرح شده و طبعاً نصرتى
[١] حج (٢٢)، ٣٩ـ٤٠.