جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦ - تبيين فلسفى وقوع جنگ
وجود دارد كه اگر قبلا تبيين نشود، پاسخ گويى به مسايل ديگر را مشكل يا ناممكن خواهد ساخت. از اين رو براى به نتيجه رسيدن مباحث لازم است اين تقدم و تأخر و ترتيب منطقى را رعايت كنيم. براى مثال، مىتوان پرسيد، آيا جنگ خوب است يا بد؟ اگر جنگ بد است چگونه مىتوان از آن جلوگيرى كرد؟ اگر جنگ خوب است، حد و مرز آن چيست و تا كى و كجا بايد ادامه يابد؟ براى آن كه حقوق انسانها پايمال نشود چه قوانين و مقرراتى بايد بر جنگ حاكم باشد و رعايت گردد؟ اما پيش از پرداختن به پاسخ اين گونه پرسشها، بايد ابتدا سؤالى اساسىتر را پاسخ داده باشيم كه نسبت به اين گونه پرسشها تقدم دارد. آن سؤال اساسىتر اين است كه، اصولا چرا جنگ وجود دارد؟ اين سؤال كه از سنخ مسايل هستى شناسانه است بر همه سؤالات قبل كه به مسايل ارزشى و حقوق جنگ مربوط مىشد، تقدم طبيعى دارد و تا پاسخ آن داده نشود، نمىتوان به آن سؤالها پاسخى درخور و مناسب داد. از اين رو ما نيز در اين نوشته از پاسخ به اين پرسش آغاز مىكنيم و سپس نيز به همين ترتيب، پاسخ به پرسشهاى اساسى تر را مقدم مىداريم. بدين ترتيب پاسخ به هر سؤال و حل هر مسأله، خود راه گشاى حل بسيارى از مسايل ديگر مىگردد و راه را براى پاسخ گويى به سؤالهاى بعدى هموار مىكند.
تبيين فلسفى وقوع جنگ
اشاره كرديم كه اساسىترين سؤالى كه پاسخگويى به آن به منزله پيشنيازى براى پاسخ به سؤالات ديگر مربوط به جنگ است اين پرسش است كه: اصولا چرا در جهان جنگ اتفاق مىافتد؟ چرا خداى متعال بشر