حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٩ - عقیق اندر یمن (بازیابی احادیث کتابهای مفقود امامیه در کتاب المحیط )

الحق بالحق لم‌یهلکوا ولکنهم قاسوا الحق بالباطل فلم‌یزدادوا من الحقّ إلا بعداً...[٢٠٧] [توضیحات المحیط در نقد شیعه].

٣. و روی أبوجعفر القمي عن منصور بن حازم عن أبي‌عبدالله‌ ٧ : قال قلت‌: یجیء الرجلان من اصحابنا یرویان عنک فی الشیء الواحد شیئاً مختلفاً؟ قال فقال: إنی أجیبهم بالزیادة و النقصان[٢٠٨] ... [توضیحات المحیط در نقد شیعه].

.٤ و روی أبوجعفر القمي عن محمد بن بشیر و جریر[٢٠٩]عن أبی‌عبدالله ٧قال: قلت له: إنّه لیس شیء أشدّ عليّ من الإختلاف بین أصحابنا، فقال: ذلک من قبلی.[٢١٠]

.٥ و سئل عن الرجلین التقیّین یرویان الحدیث مختلفاً فقال: حدّث بأیّهما شئت فهو موسع علیک.[٢١١]

.٦ و روی: فإنّ القرآن نزل علی سبعة أحرف فأدنی ما للإمام أن یفتی علی سبعة أوجه.[٢١٢]

.٧ و روی [٢١٣]عن أبی‌عبدالله ٧قال: اختلاف أصحابی لکم رحمة.[٢١٤]

.٨ و ذَکَر عن الحسن بن جهم قال: سألت أبا الحسن عن مسألة فقال:[٢١٥] ‌أبوجعفر کذا و قال أبوعبدالله کذا و قال أبوالحسن کذا، کلّ واحد منهم یخالف الآخر. قال قلت: إنا لله و إنا إلیه راجعون! قال: مه‌! قال: قلت: ففي أیّها الحقّ ؟ قال: کلّ حقّ و کلّ یسعکم


[٢٠٧] . «اگر مردم حق را با حق قیاس می‌کردند، گمراه نمی‌شدند، ولی آنان حق را با باطل قیاس می‌کنند و از این رو، پیوسته از حق دور می‌گردند.»‌ این حدیث در جوامع روایی موجود شیعه گزارش نشده است.

[٢٠٨] . «دو نفر از اصحاب ما برای ما در یک موضوع دو گونه روایت از شما نقل می‌کنند؛ حضرت فرمود: من به زیاده و نقصان بدیشان پاسخ می‌دهم.» این حدیث در جوامع روایی موجود با این عبارت یافت نشد.

[٢٠٩] . جریر در این‌جا به قرینه نقل صدوق از این حدیث محرف «حریز» است.

[٢١٠] . «به امام عرض کردم: هیچ چیز به اندازه اختلاف میان اصحابمان بر من گران نمی‌آید. حضرت فرمود: این اختلاف از ناحیه من است.» این حدیث را صدوق در عللالشرایع، ج ٢، ص ٣٩٥ از محمد بن بشير و حريز از امام صادق ٧ روایت کرده است.

٤. «از امام ٧ درباره دو راوی باتقوا که یک حدیث را به دو شکل روایت می‌کنند، سئوال شد. حضرت فرمود: هر کدام را خواستی روایت کن !» این حدیث در جوامع روایی موجود با این عبارت یافت نشد، ولی برای همین مضمون ر. ک: الکافي، ج ١، ص ٩ و ٦٦.

[٢١٢] . «قرآن بر هفت وجه نازل شده است و کمترین چیزی که امام اختیار دارد آن است که بر هفت وجه فتوا دهد.» برای همین مضمون ر. ک: الخصال، ص ٣٥٨.

[٢١٣] . واژه «روي» را در این حدیث و حدیث پیشین بنا بر احتمالی به صیغه مجهول نیز می‌توان خواند با این فرض که در اصل کتاب نوادرالحکمه بدون سند و به همین شکل مجهول نقل شده باشد.

٧. «اختلاف اصحاب من برای شما رحمت است.» برای منبعی دیگر ر. ک: علل‌الشرائع، ج ٢، ص ٣٩٥.

[٢١٥] . ظاهراً در این‌جا کلمه «قال» افتاده است.