حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٥ - استثنای ابنوليد و تأثير آن در اعتبار بصائرالدرجات

داشت و شماري از آن‌ها از طريق خود ابن‌ولید روايت شده‌اند. بنابراين، چنين نبوده است كه همة احاديث كتاب بصائر در شمار احاديث غير اصيل قلمداد شود.

ثانياً: به فرض كه اگر ثابت شود ابن‌ولید به خاطر مطالب غلوآميز اين كتاب را استثنا کرده است، مي‌گوييم اين امر ضرري به اين كتاب نمي‌زند، چون در معناي غلوّ اختلاف وجود دارد؛ گاهي غلوّ دربارة شخصي به كار مي‌رود كه مسلماً از فِرق و گروه‌هاي معروف غلات بوده است و در بعضي موارد دربارة شخصي به كار رفته كه اعتقادات خاصي دربارة صفات ائمه: و يا معجزات آن‌ها داشته است.[١٦٨] و چون در بصائرالدرجات اعتقادات خاصي دربارة ائمه: مطرح شده است، شايد در آن زمان از سوی برخي علماي قم متهم به غلوّ بود. صفری فروشاهی می‌نویسد:

يكي از عواملي كه باعث شد تا در قرن چهارم هجري، اختلافي اساسي ميان دو گروه از علماي شيعه پديد آيد، مشخص‌نبودن معناي غلوّ بوده است. [١٦٩]

علما و بزرگان قم همانند ابن‌ولید و شيخ صدوق، از يک سو برخي صفات عالي و كرامات پيامبر٦ و ائمه: را منكر شدند و معتقدان به آن صفات و كرامات را متهم به غلوّ كردند. كه نقطة اوج اين اختلاف‌ها در مسئلة سهوالنبي٦ بود كه قمي‌ها معتقد بودند پيامبر٦ عصمت از فراموشي و سهو ندارد و براي آن حضرت٦ مسئلة سهو و فراموشي در حال نماز اتفاق افتاده است.[١٧٠] ابن‌ولید، شاگرد صفّار و استاد شيخ صدوق، مي‌گفت:

اول دَرَجَةٍ فِي الْغُلُوِّ نَفْيُ السَّهْوِ عَنِ النَّبِيِّ‌٦ [١٧١]؛ نخستين مرتبه در غلوّ نفي فراموشي و سهو از پيامبر٦ است.

البته واضح است كه مراد او از غلوّ در اين‌جا، غلوّ در صفات است نه در ذات، و چنين غلوّي مانند غلوّ در ذات موجب كفر نمي‌شود.

از ديگر، علماي شيعي بغداد همانند شيخ مفيد، معتقد به عدم جواز فراموشي و


[١٦٨]. كليّات في علم الرجال، ص٩٣. براي اطلاع بيشتر، ر.ک: نعمت‌الله صفري‌فروشاهي، غاليان، كاوشی در جريان‌ها و برآيندها، ص٣٣٩ـ ٣٤٢.

[١٦٩]. غاليان، كاوشی در جريان‌ها و برآيندها، ص٣٤٠.

[١٧٠]. بحارالأنوار، ج٢٥، ص٣٤٥.

[١٧١]. من لايحضره الفقيه، ج١، ص٣٦٠، ذيل ‌ح١٠٣١.